كتاب الكاف
باب رؤية الكتاب اندر ديدن كتاب
پسر سيرين گفت اگر بيند كى اندر وى نگاه مىكند و اندران نامه علمى بود ، و يا خود نداند كى اندران چه نبشته است چاره نبود كى او را ميراثى رسد .
اگر مردى بيند كى او را نامهاى رسد مهر كرده او را خبرى آيد نهانى . اگر نامه را مهر نبود او را خبرى رسد آشكارا .
اگر مردى اندر خواب [
b
155 ] بيند كى او را نامهاى دادندى و چون سر آن باز كردى سطرها [ ى ] او همه درخشان « 1 » بودندى او را ولايتى رسد و مهترى .
و اگر نامه اندر پيچيده بود آن چيزى بود پوشيده . اگر باز كرده بود چيزى باشد آشكارا . نامهء به مهر چيزى بود درست .
باب رؤية الكعبه اندر ديدن خانهء خداى و حج گزاردن
پسر سيرين گفت اگر مردى بيند بر اشترى نشسته بودى و نيّت حجّ كرده او را اوميد بايد داشت كه خداى تعالى حجّ روزى او كند .
هامش
( 1 ) - اصل : درختان ؟