باب رؤية القمقمه [ اندر ديدن آفتا ] به
آفتابه . . . . . . . . . « 1 » بود يا خادمى چون [
b
154 ] كى آب درو كرده بود يا كسى كى هزينهاى كند به مردمان و امر معروف ورزد كى مردم را از معصيت باز دارد و با طاعتشان آورد .
باب رؤية القرابة
قرابه پيرزنى بود ثقت كى خواستها پيش وى وديعت نهند .
باب رؤية القدح اندر ديدن قدح
اتّفاق است كى قدح كنيزك بستر بود .
باب رؤية القرطاله اندر ديدن قرطاله
رسولى بود كى از جاى آيد با خرمى و كرامت .
هامش
( 1 ) - ورق پاره و كلمهاى محو شده است .