تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 326

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٢٦
پس آن كس كى كلاه دوزد مهترى را شايد ، مگر آن كلاه كى بيند كى تنها همىرفت ( ؟ ) .

باب رؤية القبر اندر ديدن گور

اگر بيند كى اندر گور كردندش وى را به زندان كنند . اگر بيند كى در زندان مجهول كردندش اندر گورش كنند . اگر زندان معروف بود مرورا غمى رسد . اگر بيند كه . . . . . . « 1 » همىكنند سراى از بهر او بنا [ كنند . ] اگر بيند كى او را اندر گور . . . . . . . « 1 » اگر بيند كى تنش بريده بود بميرد ، و اگر زنش آبستن بود بميرد . . . . . . . . « 1 »

باب رؤية القمل اندر ديدن شپش

. . . . . . . « 1 » همه عيال . . . . . . . . . « 1 » پس اگر بيند كى [
a
154 ] اندامش شپش همىريزند يا كرم و بيند كى بر اندام اوست بسيار يا اندر جامها او خواسته‌اى بيابد و بسيار عيال كى آن خواسته بخورد .

باب رؤية القوّة اندر ديدن قوت

اگر بيند كى [ اندر ] تن او توانائى بيشتر بود آن توانائى بود اندر دين و دنيا و دليل
هامش
( 1 ) - ورق پاره و كلماتى چند محو شده است