باب رؤية القصّار اندر ديدن گازر
گازر مردى بود كى مردم را پاكى و شستن به دست او بود .
اگر بيند كى جامهء خويش همىشست يا ازان كس ديگر - چرك بر جامه اندر تأويل گناه باشد - از گناه بيرون آمدن خداوند جامه بود .
اگر بيند كى كس ديگر چرك [
b
153 ] پاك همىكرد به دست آن كس از گناه پاك شود ، اگر بر آن كى كند مرد نخواهد .
باب رؤية القصّاب
قصّاب اندر تأويل ملك الموت بود .
اگر قصّاب مجهول بود ملك الموت را نحاكر دارى ( ؟ ) پديد آيد .
اگر . . . . . . « 1 » قصّاب بود بيند كى قصّابى همىكردى او كسى را بكشد و خونى بريزد يا به حلال يا به حرام .
باب رؤية القلانسى اندر ديدن كلاهدوز
كلاهدوز خداوند مهترى و رياست بود ، از بهر آنك كلاه بزرگى مرد بود .
هامش
( 1 ) - ورق پاره و چند كلمه محو شده است