اگر بيند كى تذروى يا فاختهاى بيافت زنى بياود كى اندر وى نيكى نبود .
و هرچ از بچه و خايهء اينها بيند همچنان [ بود كى ] مرغ خانگى و بچگانش .
باب رؤية القبجة اندر ديدن كبك
كبك ماده زنى بود يا كنيزكى خوب روى ، امّا او را دل با مرد نبود .
اگر بيند كى او را كبكى دادندى يا كنيزكى يا زنى برين گونه بياود . اگر عيالش حامله بود او را دختر نيكو روى آيد .
اگر بيند كى او را به دام گرفت هم برين گونه كنيزكى ياود .
اگر بيند كى او را بكشت كنيزكى را دوشيزگى ببرد .
اگر كبك ماده را زفه « 1 » همىكرد زنى را سخنى آموزد ، اگر كبك نر بود مردى را .
باب رؤية القطاة اندر ديدن اسفهروذ
اگر بيند كى اسفهروذى بيافت او پسرى ياود كى به دو خرم شود و چشم او روشن گردد .
درّاج و گنجشك و بلبل و طوطى همه را تفسير زن بود . امّا طوطى بود كى زن بود ، و بود كى غلام باشد .
* * *
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( ظ : زقه ؟ بمعنى غذا دادن )