تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 323

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٢٣
اگر بيمارى بيند كى بندى بر پاى داشت وى را آن بيمارى دراز گردد . اگر مردى بيند كى دست و پاى او به سلسله بسته است او بنده‌اى است . اگر زندانى بيند كار بر وى دراز گردد و بود كى مرگ او اندران باشد . اگر كسى بيند كه اندر زندان بود بند اندر پاى هيچ نيكى اندران خواب نباشد . كرمانى گفت بند خداوند دين را پايندگى بود بر دين و قوّت ، و خداوند اين جهان را پادشاهى و قوّت و پايدارى ملك ، و خداوند خواب را خرمى و شادى . و پيغمبر عليه السّلم گفت بند بر پاى پايدارى بود بر دين . و اگر كسى بيند كى مرورا زن نبود زن كند . اگر بيند كى آن بند را به كسى داد دخترى يا خواهرى به وى دهد .

باب رؤية القردة اندر ديدن بوزنه

بوزنه دشمنى بود ملعون كى نعمت خداى از وى برگشته بود . اگر بيند كى بر وى نشسته بودى و مرورا همىراندى چنانك همىخواستى بر دشمنى برين گونه چيره شود . اگر بيند كى از گوشت وى همىخوردى او را غمى و بيمارى رسد . اگر بيند كى با وى كارزار همىكند و بر وى چيره شود مرورا دردى رسد پس به شود ، و اگر چيرگى بوزنه را بود مرورا دردى رسد كى آن را به شدن نبود .

باب رؤية القمرّية اندر ديدن تذرو و فاخته

تذرو و فاخته كسى بود غدّار و بىوفا ، و هرچ [
a
153 ] از ايشان بيند از نيك و بد از كسى بيند چنين كى ياد كرديم .
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 323 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول