باب رؤية القوس اندر ديدن كمان
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى كمان اندر دست داشت بر دشمن چيرگى ياود از پنهان ، يا او را بدى آيد .
پس اگر بيند كى كمانى اندر دست داشت و بدان تير مىكشيد سفرى كند و باز جاى خويش رسد ازان سفر .
اگر بيند كى كمان بگسست يا زه كمان بگسست آن سفر تمام نشود .
پس اگر بيند كى او را كمانى دادند او را پسرى آيد يا برادرى .
پس اگر كمان اندر قربان دارد و زن او آبستن بود پسرى بزايد .
پس اگر بيند كى كمانش بشكست او را مصيبتى رسد اندر پادشاهى ، يا به كسى كه بر وى عزيز بود از فرزند و خاندان .
پس اگر بيند كه كمان او بشكست بىآنك تير انداخت او را زيانى بود و مصيبتى كى به دو رسد از كسى كى بر وى دور بود .
پس اگر بيند كى كمان همىكشيد يا به وى تير همىانداخت نامهاى او اندر پادشاهى [
a
152 ] پراگنده شود بدان حدّ كى دور شدن تير بود .
اگر زنى بيند كى او را كمانى دادند يا تيغى يا تيرى او را پسرى آيد .
اگر مرد سپاهى بيند پادشاهى بياود ، و اگر او را زن نبود زنى ياود كى او را ازان زن پسر آيد .
اگر بيند كى كمان بر زه نتوانست آوردن يا نتوانست كشيدن يا تير از وى افگندن آنچ كمان به دو بازخوانند اندر تأويل از برادر يا پسر پادشاهى بر وى دشخوار گردد .