تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 320

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٢٠
كرمانى گفت اگر بيند كى كلاهى دارد كى در بيدارى نيز دارد آن كلاه مهتر او بود چون برادر يا پدر يا عمّ يا برادر مهتر يا خداوندى يا كسى كه بدين ماند و حال او بود نزديك آن مهتر ، اگر كلاه نيكو بود حالش نيكو بود و اگر بد بود بدى . پس اگر كلاه چركن بود يا دريده مهتر او [ را ] غم رسد ، و هرچ اندرو بيند از نيكى و بدى اندر آن مهتر باشد . اگر بيند كى از وى همىستدند كارى از دست آن مهتر بستانند . و اگر آن كس كه آن همىستاند برنائى بود مجهول مرگ آن مهتر بود يا جدا شدنش به مرگ يا به زندگانى . و بود كى فرو افتادنش فرمان آن مهتر بود و نامش كى از سر او بيفتد به مرگ يا به زندگانى . پس اگر بر سر خويش سمور بيند يا روباه يا آنچ بدين ماند مهترش اندر كار دين و دنيا ناباك بود . پسر سيرين گفت اگر زنى بيند كه بر سر كلاهى داشت و مرورا شوى نبود شوى كند ، و اگر شوى دارد پسرى آيدش . [
b
151 ] اگر بيند با كلاه سخن همىگفت با مهتر خويش سخن گويد . كرمانى گفت اگر كلاهى بود مجهول نه بر آن كردار كى مردم دارند دين مرد بود - دينى كى دروست . اگر كلاه سپيد بود خداوندش را دين پاكيزه باشد . اگر سبز بود او را به پارسائى و دانائى باز خوانند . اگر سرخ بود يا رنگى ديگر بجز ازين كى ياد كرديم [ يا ] اگر كلاه حز بود زيان ندارد و نه سود ، و لكن آن حال كه ازان تولّد كند در افواه زيادت ازان افتد كى باشد ، چنانك اگر هزار درم بيابد مردم گويند ده هزار يافت .