پسر سيرين [ گفت ] ماديان پالانى همچنان است كى زينى و آن را تفسير است ، و لك عجمى بود و دون . و رنگها را حكم همچنان كى ذكر گرفته است مگر ابرش كى اندرو هيچ خير نبود . امّا اندر زينى ابرش نيك بود .
اگر اسپى بيند پالانى و نداند كى خداوند او كيست و مرورا هيچ آلتى نبود مرد بود دون .
اگر بيند كى خداوند پالانى گشت خادمى بياود كى به دو از همه كار كردن مستغنى گردد .
گوشت و شير پالانى را حكم تأويل همچنان است كى ازان اسپان ديگر .
باب رؤية الفيل اندر ديدن فيل
اگر كسى بيند كى بر پيلى نشسته بودى و مرورا همىراندى چنانك همىخواستى و سلاح پوشيده داشتى او پادشاهى عظيم بياود يا بر مرد پارسى چيره گردد .
اگر از اندام يا پوست شير چيزى بياود تأويل آن همين است .
اگر بيند اندر لشكرگاهى بر وى نشسته بودى پيروزى بر كسى ياود كى او بدان درجه باشد كى شير دارد .
اگر بيند كى پيلى پاى برو نهاد او را اندر آن شهر سختئ رسد .
اگر اشترى يا چهارپاى كى نه از چهارپايان كارزار « 1 » بوند پاى بر وى نهند نيك نباشد .
اگر بيند كى نه اندر كارزارگاه بر پيلى نشسته بودى و آلت آن ندارد كى بر پيل نشيند او زن عجمى بياود .
اگر بيند كى بر پيلى چيره شد بر چنان زنى چيره شود .
هامش
( 1 ) - در اصل : كارزا .