تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 303

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٠٣
اگر خويشتن را اندر استوارى بيند دليل كند كى او را زندگانى دراز بود . اگر بيند كى از طعام او [
a
145 ] همىخوردند ، يا از گوشت وى ، يا از جامه ، يا از آن زمين كى او بدان نشسته بود ، يا از آن درخت كى بر بالاى او بود ، يا از آسمانهء خانه آن همه نقصانى بود اندر زندگانى او . اگر بيند كى از بينى او موشى بيرون آمد يا از قضيبش پسرى بدين گونه بيايد . اگر بيند كى موشى از دهانش بيرون آمد سخن نيكو از دهانش بيرون آيد از بهر زنى كه اندرو هيچ نيكى نبود . اگر بيند كى موشى از دبرش بيرون آمد مرورا عيالى پديد آمد « 1 » كى اندرو هيچ خيرى نبود . اگر اندر خانه‌اى موشان بيند ، اندر خانهء او زنانى آيند كى اندر ايشان هيچ خيرى نباشد . اگر اندر بستر يا جامه موش بيند همين تأويل دارد . پوست موش خواسته‌اى بود از زنى برين گونه كى ياد كرده آمد .

باب رؤية الفهد اندر ديدن يوز

يوز دشمنى بود . دشمنى او آشكارا باشد ، و دشمنى او ميانه بود . با يوز كارزار و جنگ و همه حالى همچنان باشد كى در درندگان گفته شد .

باب رؤية الفراش اندر ديدن پروانه

پروانه كسى بود ضعيف كى پيوسته گرد هلاك گردد ، و فراش كسى بود كى
هامش
( 1 ) - كذا ، شايد : آيد .