اگر او را نتواند داشتن [
b
144 ] زن بر وى چيره شود .
اگر بيند كى پيلى را كارى نابايست فرمود و پيل او را طاعت مىداشت از زنى كارى جويد كى نتواند كردن .
اگر مردى به روز اندر خواب بيند كى بر پيلى نشست زن را طلاق دهد يا به زن از وى بدى رسد ، و هيچ نيكى نبود اندر ديدن پيل به روز .
اگر بيند كى پيلى از در شهر درآمد آراسته شدن دولت پادشاه آن ولايت بود و خداوند خواب را هم نيكى رسد .
اگر بيند كى پيلى را بكشت او بر مرد بزرگ چيره شود ، پيل اگر آراسته بود ، و اگر نه آن را تفسير زن بود .
اگر بيند كى پيل را سرو بود آن كس را كى بدان پيل باز خوانند « 1 » قوّت و نيرو بيشتر بود و بر همه چيزى نيرو [ و ] قوّت بود .
باب رؤية الفارة اندر ديدن موش
موش اندر تفسير زنى بود مستور ، لكن نهان وى ناخوب بود .
اگر بيند كى موشى داشت و بر آن گونه كى خواست او را مىداشت او زنى برين گونه كى ياد كرديم بياود .
اگر بيند كى بيافت و لكن او را نداشت يا بكشت بر زنى چنين چيره گردد .
اگر بيند كى او را به سنگ يا به چيزى ديگر بزد او زن چنين را دشنام دهد يا پيغام فرستد .
اگر بيند كى او را بگرفت بر زن چنين حيلتى و بندى سازد يا بفريبد .
گفت ديدن همه موشان اندر خواب نيكى بود ، مگر رنگشان كى چون موشان مختلف بيند بهرى سپيد و بهرى سياه آن روز و شب بود .
هامش
( 1 ) - در اصل : خوانند و