تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 298

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٩٨

باب رؤية الفجل « 1 »

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

[ باب رؤية الفرس ]

. . . . . . . . . . كارى بود زشت كى ازو در وجود آيد و هيچ نيكى اندران نبود . اگر بيند كى اسپ او را بربود و ميان زمين و آسمان همىپريد آن شرف هردو جهان باشد و واجب كند كى سفرى كند . پسر سيرين گفت چرمه « 2 » بهتر از سياه باشد ، از بهر آنك سياه تاريكى بود . كرمانى گفت اگر اسپ ابلق باشد اندر آن كارك « 3 » بود شهره گردد . اگر سياه بود اندر آن كار خواسته و خرمى و مهترى ياود . اگر كميت بود خرمى باشد اندر دين و پادشاهى . اگر ابرش بود پادشاهى باشد باصلاح . زرده و سمند بيمارى اندك باشد ، و اين جمله تأويلات ازان اسپ زينى بود نه پالانى . اگر بيند كى از اسپى كى آن را تأويل عزّ و شرف باشد به زير آمد آن پادشاهى از وى بشود ، چنانك هيچ المى به وى نرسد . اگر آن اسپ اسپى باشد كى تأويل آن گناه كردن بود ازان گناه بيرون آيد . پسر سيرين گفت اگر بيند كى اسپ با وى سخن گفت آن كار كى آن اسپ را بدان تأويل كنند جائ كشد كى مردم اندر وى به تعجّب بمانند . اگر اسپى بيند مجهول كى اندر سراى يا زمينى يا محلّه‌اى همىشد و ندانست كى آن اسپ كر است مرد شريف اندر آن زمين آيد بر حدّ و خطر و مايهء آن اسپ . اگر بيند كى اسپى برين گونه از ميان آن مردم بيرون شود و مردى از سواران برسد و آن سواران گرد سراى همىتازند باران سخت آيد و سيل . اگر اسپ پيشانى سپيد بيند و چهار دست و پاى آن مهتر محلّه باشد .
هامش
( 1 ) - در اينجا يكى دو ورق افتاده است . ( 2 ) - اصل : خرمه ( 3 ) - ( - كه )
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 298 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول