تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 299

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٩٩
اگر آن محلّه از محلّه‌هاى مكه يا حجاز بود شرف آن از بنى هاشم ياود . اگر محلّها ديهى يا شهرى [
a
143 ] ديگر باشد به ناچار مهتر آن محلّه بود . اگر بيند كى بر اسپى نشسته بودى از دو سه رنگ ، سياه سپيد و سبز ، او مردى بود كى او را چيزها بسيار بود . اگر اسپ يك رنگ بود اندر وى هيچ سپيد نبود آن مرد كى آن اسپ را به دو باز خواند بزرگوار بود ، و لك مولا بود و حال او چنان باشد كى بدان غرّه شود . و اگر دست و پايش سپيد بود آن مرد تازى بود و او مولا . اگر بيند كى بر ابلقى نشسته بودى زن خجسته و شريف يابد ، و اين گفتار پسر سيرين است . پس اگر اسپ سياه باشد زن توانگر « 1 » بود . اگر چرمه « 2 » بود زن خوب روى باشد . اگر سبز بود خداوند عزّ و دين بود . اگر باكرّه بود با زن پسرى بود . اگر بيند كى كره‌اى نر يافت او را پسرى آيد . پس اگر مرد را پسر بود و شايد كى او زن كند ، يا اندر خواب چيزى بود دليل به چيزى ديگر كند آن اسپ عقارى بود كى بيابد يا زمينى يا باغى يا چيزى كى بدين ماند ، و رنگها را تأويل آنست كى پيش ازين ياد كرده‌ايم . اگر بيند كى اسپ او بمرد يا بدزديدند يا گم شد آن حالى بود كى زنش را آيد « 3 » . اگر بيند كى گوشت اسپ خورد نام نيكو يابد و فزونى . اگر بيند كى شير اسپ همىخورد پادشاهى او را دوست بدارد و روزى نيكو ياود . اگر بيند كى از پس كسى بر اسپ نشست به كارى رسد كى آن اسپ را بدان باز خوانند و خليفت آن مرد گردد كى در پيش بود . پسر سيرين گفت پيش من زينى و پالانى هردو يكى است . دانيال گفت سرگين اسپ و ازان خر خواسته بود گرد كرده .
هامش
( 1 ) - اصل : تلوانكر ( 2 ) - اصل : خرمه ( 3 ) - اصل : رايذ