تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 283

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٨٣
دشمن باشد و پادشاهى بر وى تباه گردد . و اگر معروف بود مدد پادشاهى او باشد ، و حالش چنان گردد كى ديدار آن كس و سخن گفتنش و نامش - چنانك مرورا به فال بايد گرفت . و اين معنى اندر اوّل نامه ياد كرده‌ام . اگر بيند كى او اندر حال جان كندن بودى غمگين گردد يا به حال معزولى رسد . اگر بيند كى كسى او را گلو باز گرفته بودى همين تأويل بود . اگر كسى كى اندر هيچ كارى نبود بيند كى از بهر او عهدى آوردند او كاردارى ياود . اگر كاردارى بيند كى منبر او بشكست ، يا اندر روى افتاد ، يا نماز همىكرد و نمازش تمام نشد ، يا از سر موى باز گرفت ، يا ردا از وى بستدند ، يا شمشير از گردن او باز كردند ، يا سرائ كه اندران بود بيران شد ، يا مرورا دامى نهادند و اندر افتاد ، يا گاوى مرورا به سرو زد ، يا اسپى پاى برو نهاد اين همه معزول گشتن او بود . اگر بيند كى عمامهء او به ديگرى پيوسته شد اندر پادشاى او بيفزايد . اگر بيند كه بر آن خفته يا نشسته بودى پايندگى پادشائيش بود .

باب رؤية العارية

اگر كسى بيند كى چيزى عاريت گرفت كى ديدن آن چيز اندر خواب نيك بود نيكى ياود . اگر كسى از وى عاريت گيرد او با كسى نيكوئ كند كى ناپديدار بود . و اگر آن عاريت چيزى باشد كى گوهر او نه نيك بود تأويل آن همچنان بد بود .