دشمن باشد و پادشاهى بر وى تباه گردد .
و اگر معروف بود مدد پادشاهى او باشد ، و حالش چنان گردد كى ديدار آن كس و سخن گفتنش و نامش - چنانك مرورا به فال بايد گرفت . و اين معنى اندر اوّل نامه ياد كردهام .
اگر بيند كى او اندر حال جان كندن بودى غمگين گردد يا به حال معزولى رسد .
اگر بيند كى كسى او را گلو باز گرفته بودى همين تأويل بود .
اگر كسى كى اندر هيچ كارى نبود بيند كى از بهر او عهدى آوردند او كاردارى ياود .
اگر كاردارى بيند كى منبر او بشكست ، يا اندر روى افتاد ، يا نماز همىكرد و نمازش تمام نشد ، يا از سر موى باز گرفت ، يا ردا از وى بستدند ، يا شمشير از گردن او باز كردند ، يا سرائ كه اندران بود بيران شد ، يا مرورا دامى نهادند و اندر افتاد ، يا گاوى مرورا به سرو زد ، يا اسپى پاى برو نهاد اين همه معزول گشتن او بود .
اگر بيند كى عمامهء او به ديگرى پيوسته شد اندر پادشاى او بيفزايد .
اگر بيند كه بر آن خفته يا نشسته بودى پايندگى پادشائيش بود .
باب رؤية العارية
اگر كسى بيند كى چيزى عاريت گرفت كى ديدن آن چيز اندر خواب نيك بود نيكى ياود .
اگر كسى از وى عاريت گيرد او با كسى نيكوئ كند كى ناپديدار بود .
و اگر آن عاريت چيزى باشد كى گوهر او نه نيك بود تأويل آن همچنان بد بود .