تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 286

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٨٦
اگر مردى بيند كى . . . . « 1 » دست در گردن او آورد او را اندران بيمارى افزونى بود . كرمانى گفت اگر بيمارى بيند كى او درست شدست و از خانه بيرون رفت و هيچ سخن نگفت مرگ او بود مگر كى بيند كى با مردم سخن گويد پس علامات به شدن بود . اگر بيمارى بيند كى و زنى « 2 » مجهول كردست و او خود زن دارد دليل كند بر مرگ او و نيكو شدن حال او در آخرت . اگر زنى بيمار بيند كى شوى كردست و شوى او مرده بود مرگ او باشد و نيكو شدن كار آن جهانيش . اگر آن شوى پيرى بود مجهول ازان بيمارى بيرون آيد و بسيارى نيكى بياود . دانيال گفت بيمار را نيك بود در خواب كى گوسفندان بيند ، و اگر اسپ و گاو بيند همچنين . و اگر خداى را عزّ و جلّ بيند و فريشتگان را سخت نيكو باشد . اگر بيند كى اندر تن او گوشت پوشيدند يا روغن يا درازى يا پهناى او بيفزود يا ماهى تازه ياود يا جامه را پاك بشست اين جمله صلاح مال او باشد و فرج يافتن از بيمارى .

باب رؤية عين الماء اندر ديدن چشمهء آب

محمّد بن عبد اللّه گفت اگر بيند كى از چشمه‌اى آب همىخورد كى معروف بود اندر دهى يا اندر شهرى عمر او دراز باشد . و پسر سيرين همچنين مىگويد . امّا پديد آمدن چشمهء آب اندر خانه نه نيك بود ، و نه نيز از انجا آب خوردن .
هامش
( 1 ) - يك كلمه محو شده است . ( مرده ؟ ) ( 2 ) - اصل : ازوبى