تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 280

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٨٠
روشنائيش ضعيف شدست و مردم نمىدانند آن نهانى بود كى اندر . . . . « 1 » [
b
136 ]

باب رؤية العصب اندر ديدن رگها

رگها آن بود كى كارها بار يكديگر بود .

باب رؤية العورة

كرمانى گفت عورتها آن « 2 » عورت خداوند خواب بود - زن و مادر و خواهر . عورت مرد از ناف بود تا زانو . پس اگر بيند كى از عورت او چيزى پيدا شد از زنان او كسى در ميان مردم پيدا گردد . و اگر چنانك جمله جامه بكند مگر چندانك عورت او بود او از بهر كارى ميان اندر بسته بود و طلب همى كند . اگر در آن خواب دليلى بود از نيكى ميان بستن او پرستش خداى بود عزّ و جلّ ، و اگر دليل ديگر كند گناهى مىجويد و در آن جستن حريص است و به دو رسد .

باب رؤية العريان اندر ديدن برهنه

برهنه شدن نيك بود مردى را كى نيكى كند ، از بهر آنك دست بازداشتن بود
هامش
( 1 ) - اينجا يكى دو ورق افتاده است . ( 2 ) - اصل : عورتهآن