تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 279

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٧٩

باب رؤية العين اندر ديدن چشم

اگر بيند كى چشم او كور بودى او را دين تباه است ، اگر توبه نكند و ازان باز نيايد اندران هلاك شود . اگر بيند كى چشم مردمان مىخورد خواستهء ايشان بياورد « 1 » . پسر سيرين گفت چشم مرد دين اوست . اگر بيند كى او يك چشم داشت او را يك نيمهء دين به خلل است . اگر هردو چشم نداشت او را دين تباه گردد . اگر بيند كى احول بودى او را دين ناتمام است . اگر بيند كى نابينائ را دست گرفت و همى برد مردى را به راه راست راه نمايد . اگر بيند كى نابينا شدست و مرورا دست گرفته همى برند او را چشم بشود و پسرش دست گرفته گرداند . اگر بيند كى چشم او درد كند اندر دين او تباهى آيد و به هلاك نزديك گردد ، بر آن حدّ كى درد چشم بود و ممكن گردد كى به شود . اگر اندر چشم چرك بيند عيب بود اندر دين ، امّا خداوندش را زيان ندارد . اگر بيند كى چشم او اندر آشفته بود دين را برو به عيب كنند و او را ازان هيچ زيان نرسد . اگر بيند كى درد چشم روشناييش كم كرد بر قدر آن خللى در دين او آيد . اگر بيند كى چشم او بركندند او را حقّ نابينا گردد « 2 » . اگر بيند كى ديدهء او چنان نيست كى مردم همى پندارد به روشنى يا بيند كى
هامش
( 1 ) - شايد : بياود ( 2 ) - كذا
خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 279 | فخر الدين الرازي / مؤلف مجهول