تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 260

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٦٠
و اندر جلّاب هيچ خيرى [
a
129 ] نيست ، مگر كه بيند كه گوسفند آورد يا چهارپاى ديگر يا پرستار . پس تفسير او ازان بايد كرد . اگر بيند كه بنده يا پرستار همىفروخت نيك بود . نبّاد نه نيك بود ، مگر كه بيند كه انگور همىفشرد . پس آن نيكى و فراخى بود ، و بدان دليل كه در زندان يوسف عليه السّلم پرسيدند واجب كند كه او خدمت پادشاه كند . گفت اگر كسى بيند كه شير همىدوخت نيك بود . از بهر آنك ديدن شير روزى بود . اگر پادشاهى بيند كه خراج‌ستان بود ، بازرگانى خواسته فروشد و بسيار خواسته گردآورد . سقّا مردى بود كه كارهاى دينى كند و خداى از وى راضى باشد . اگر بيند كه آب همىكشد به خانهء خويش و به خانهء ديگران خواسته گرد كند از بهر خود و از بهر ديگران . اگر بيند كه آب اندر جايگاهى كرد خواسته‌اى بود گرد كرده بر قدر خوشى آب . دربان مردى بود پادشاه وش ، چى در كار پادشاهان هيچ‌كس بزرگ‌تر از حاجب و بوّاب نيست . و تأويلش زود راست شود ، چى بوّاب نزديك بود به پادشاه و حاكم است بدان كه مردم را باز دارد و راه دهد . دلّال اندر خواب نيك بود . سمّاط آن بود كه بره را از موى و پشم پاك كند جهت بريانى . تفسير او مردى بود بدكردار كه خواستهء مردم خورد . حلوا كن مردى بود لطيف سخن و خداوند ريحان . مرواريد فروش اگر جايگاهش [
b
129 ] دليل به كردارهاى نيك كند نيك باشد ، و حكم آن قاضئى بود يا واعظى يا قرآن‌خوانى يا سخن‌گوى كه مردم را گرياند . ترّه‌فروش مردى بود كه اندرو هيچ نيكى نبود . دانيال گفت اگر بيند كه جوهرى گشتى ، پيشه و كار وى جز خداپرستى نباشد .