كتاب الضاد
باب رؤية الضّرب بالمقرعه و غيرها
اگر بيند كه مرورا به تازيانه بزدند چنانك نشان بر وى بماند و وقت زدن او را فروبسته بودند يا به دست مىداشتند و خون از زخم او همىآمد آن نه نيك بود و كسى را ازان او به زيان برند و خداى تعالى مرورا مژده دهد .
پس اگر بيند كه مرورا به تازيانه بزدند چنانك فروبسته نباشد و نه كسى مرورا به دست دارد و خون از وى نيامد او خواستهاى بياود و نيكى بر وى پيدا شود .
پس اگر خون از وى بر اندام وى فرود آمد آن خواستهاى حرام بود [
b
130 ] .
و زدن به جز از تازيانه چنانك نشان بر وى بماند سخنى بود كه اندرو گويند .
پس اگر خويشتن را زده بيند چنانك نداند كه او را چون زدند او نيكى و خواستهاى و جامهاى بياود .
و بهترين زدن اندر تأويل آن بود كه دست و پايش گشاده بود .
اگر بيند كه كسى را همى زد ، زده نيكى بياود .
اگر بيند كه چيزى بر سر كسى زد مرورا سرزنش كند .
اگر كسى بيند كه اندامها را از وى جدا كردند او سفرى كند و مردمانش از وى بريده گردند .