تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 261

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٦١
بزّاز مردى بود گرانمايه ، و لكن پس ازان گرانمايه شود . درم و دينار فروش مرد زشت سخن باشد ، چى درم و دينار اندر تأويل سخنهاى زشت بود و هيچ نيكى اندرو نيست . بساط و گليم و خز و برد فروش همان باشد كه در بزّاز ياد كرديم . مرغ فروش چون نخّاس بود كه بردگان فروشد . چوب فروش كسى بود كه دين برين جهان بگزيده باشد . اگر از بهاى هيزم درم يا دينار ستاند مردى بود كه اين جهان و روزئ خويش بر خويشتن تباه كند به سخن و جنگ . و همه طعامها را چون به درم و دينار فروشد حكم برين گونه بود . اما فروشندهء حبوبها را و ميوه را هر آنچ گوهر آن نيك بود همچون فروشندهء گندم باشد و تفسير آن نه نيك بود ، و از خريدار فروشنده را بهتر بود . فروشندهء جامهء خلقان بهتر از خريدارش ، چى تفسير آن درويشى بود . خريدار و فروشندهء جامهاى نو نيك‌اند ، و آنك خرد بهتر از فروشنده . و اندر [
a
130 ] جامهء نو هيچ بدى نيست مگر موزه كسى را كه سپاهى نباشد - كه هرچ كهنه‌تر اولىتر . اگر بيند كه بنده‌اى بفروخت نيك بود . اگر بيند كه كنيزكى بفروخت بد بود . اگر بنده‌اى بخرد بد بود . اگر كنيزك خرد نيك بود ، نخّاس و بيطار و رايض و لگام كن و يوزدار اين همه مردمان پادشاه باشند و سپاه و تدبير و راستى ايشان نگاه دارند هر يكى بر خطر و مايه و گوهر كار . روىگر و ارزيزكن و آبگينه‌كن و آنك پوست خرما بافد اين جمله اندر تأويل چنان‌اند كه سبوگر و نعلين‌دوز .