باب رؤية الصّرّاف اندر ديدن صراف
صراف مردى بود كه علم خرافات داند كه به هيچ كار باز نيايد .
امّا آنك درم گزيند مردى باشد كه اختيار كارها كند - اگر مرد علم دينى بود ، و اگر مرد دنيا - آنچ گزيند پسنديده بود .
باب رؤية الصّيّاد اندر ديدن نخجيربان
صيّاد مردى [ بود ] كه زنان را جويد و هيچ نيكى نيابد مگر به مكر و حيلت .
[
a
128 ]
باب رؤية الصّاعقه اندر ديدن صاعقه
اگر مردى « 1 » ابر يا صاعقه بيند و برق ممكن گردد كه عذاب ياود ، از بهر آنك ابر با صاعقه و برق بىباران عذاب بود .
باب رؤية الصّك اندر ديدن صك
اگر بيند كه او را صكّى دادند به مهر او را خواسته روزى بود .
هامش
( 1 ) - اصل : مردى بيند