انگشترى را كه از روى بود همين تأويل كنند .
اگر پارهاى روى بيند كه بيافت نيكى بياود .
اگر كاركرده بود خادم و كاركن باشد .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه مرورا چيزى از رويينه در جوالى پيش آوردند [
a
127 ] خواستهاى به نگاه داشت به نزديك او بنهند ، بايد كه زينهار نگاه دارد .
باب رؤية الصّيد اندر ديدن نخجير
گفت اگر كسى بيند كه گوسفند كوهى يا گاوى يا بزى به شكار بگرفت يا كسى به دو داد و نيّت داشت كه از گوشت او بخورد يا ببخشد غنيمت و توانگرى بود .
اگر سرش يا گوشتش يا پوستش بيافت توانگرئ بود كه بيابد .
و هرچ ماده بود تفسير آن زنان باشند چنانك ياد كرديم در پيش .
گوشت و موى و پوست ايشان جمله خواسته بود ، و شيرشان همچنين ، و اندر دين نيكى و افزونى باشد .
اگر بز كوهى « 1 » بيند كه او را طاعت داشت مردى مرورا طاعتدار گردد كه او را دين نبود .
اگر بيند كه جانورى كشت كوهى « 2 » او از مسلمانى برگردد ، مگر كه بيند كه آهوى كشت - آن خوشى بود كه از زنان ياود .
باب رؤية الصّقر اندر ديدن چرغ
اگر چرغى بيند تعليم ناكرده و بىطاعت و مر او را بود او را پسرى آيد و به جاى مردان رسد .
هامش
( 1 ) - اصل : كوى
( 2 ) - اصل : پسرء