باب رؤية الدّار اندر ديدن سراى
دانيال گفت اگر كسى بيند كه او سراى « 1 » را بنياد كرد به جايگاه معروف او زن شريف كند پاكگوهر .
پس اگر سراى بيند كه از جايگاهى دور آن جهان بود كه از دورى باز نيابد .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه اندر سراى نو شد اگر بنده بود آزاد گردد ، اگر توانگر بود توانگريش بيفزايد ، اگر درويش بود توانگر گردد - اگر خداوند سراى بود و اگر نه بود . پس اگر خداوند سرا شناسد آن تأويل خداوندش را بود .
كرمانى گفت اگر بيند كه سراى او از آهن بود [
a
97 ] يا خانهش « 2 » او را زندگانى دراز بود .
اگر بيند كه از سلافن يا از آبگينه بود آن كوتاهئ زندگانى خداوندش بود .
اگر بيند كه سراى معروف را بنياد كرد به جايگاهى معروف او ازين جهان نيكئ ياود ، و اگر سراى ميان سراها بود نيكتر بود .
دانيال گفت اگر كسى بيند كه سراى مجهول را بنا كرد آن جاى گور او بود ، و همچنين اگر جايگاهى سراى مجهول خريد .
كرمانى گفت اگر بيند كه اندر سراى « 1 » شد كه بنياد آن مجهول بود و چنان پندارد كه مردم او همه مردهاند و آن مردم سراى را همى شناسند آن سراى آن جهان است و مرورا اجل فرا رسيده است .
پس اگر بيند كه اندر جاى شد و پس بيرون آمد او بيمار شود چنانك نزديك مرگ برسد ، پس فرج ياود .
اگر سرا را شرف بيند يا بر كردار قصرى كرده بود آن را فضل و شرف بيشتر بود بدان جهان .
هامش
( 1 ) - ( - سرايى )
( 2 ) - كذا در اصل