پس اگر بيند كه بر آن سرا يا قصرى پادشاهى ستم كرد كه او را شناخت يا از دستش بيرون كرد بيرون شدن او بود اندر جهان .
كرمانى گفت همچنين سراهاى كه اندر تأويل به سراهاى آن جهان باز خوانند مهترى بود و آراستر « 1 » ازان اين جهانى .
پس اگر سراى بيند برينگونه كه اندرو شد آن سرايى است آراسته از بهر او تا ازين جهان بيرون شود .
پس اگر بيند كز سراهاى اين جهانى ديوارها يا ستونى [
b
97 ] بيفتاد يا طاقى يا خانهاى يا چوبى اندرو شكسته گشت يا چوبى بكندند يا بسوخت آن همه مصيبت بود اندر مردمان سراى .
پس اگر بيند كه آن بيرانى اندر چوب بود آن مصيبت از قبل مردان بود ، و اگر اندر درى بود از درهاى خانهاى مصيبت از قبل زنان بود .
پس اگر بيند كه بر بام مجهول بود او زنى بياود .
پس اگر بيند كه زمين سراى يا خانهاى از خانهها فراختر شد ازانك بود فراخى و فزونى بود كه اندر كار خداوند سراى آيد .
پس اگر آن سرا را شناخت از ميان سراها او را تفسير همچنان بود كه گفتيم ، آن فراخى بود و فرونى اندر دين ، از بهر آنك آن سراها از سراها [ ى ] آن جهان بود .
پس اگر اندرو اندكى نقصانى « 2 » بيند يا كژى و يا بگشتن ازان حال كه ياد كرديم آن انكار اين جهانى بود .
پس اگر بيند كسى را كه بنيادى كرد به لب رودى او بر خطرى بود و نداند كه چون افتد ، و هرچند به آب نزديكتر بود سهمگنتر باشد و مخاطرهتر .
دانيال گفت اگر بيند كه دريا سرا [ ى ] گوشكش ويران كرد تباه شدن دين و دنيا باشد .
اگر بيند كه سرايش بجنبيد چيزى بيابد كه بدان اوميد ندارد .
هامش
( 1 ) - ( - آراستهتر )
( 2 ) - كذا در اصل