كتاب الدال
باب رؤية الادهان و الطيب
كرمانى گفت اگر كسى بيند كه سر از شيشهاى چرب كرد و روغن بستد و شيشه بگذاشت نيك بود .
پس اگر روغن چندانى بر سر نهد كه از سرش همى فرو چكد آن غمى بود كه به دو رسد .
پسر سيرين گفت اگر آن كس را شناسد كه روغن « 1 » بر سرش [ بود ] از وى برحذر بايد بودن كه وى را بفريباند .
كرمانى گفت اگر چندانى روغن به كار برد كه بايد زينت بود مگر از حدّ در گذرد [
b
95 ] چنانك از سر همى فرو چكد ، پس آن غمى بود .
اگر روغن از دو سه [ جنس ] بود آن زينت همچنان مختلف بود .
كرمانى گفت اگر روغن خوش بوى بود آن زينت با نام نيكو باشد . و همه طيبها چون غاليه و مسك و كافور اگرچه از حدّ درگذرد و به خداوندش فرو چكد جمله نام نيكو بود مگر آنچ به سوختن به كار برند ، چون عود و آنچ بدين ماند كه آن اگر چى نام نيكو بود از بهر دود كه اندروست و اگر عود را بوى گنده و ناخوش آن نام زشت بود ، و اين همه بر حدّ بويش و قوّتش بود .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه خلوق بر وى اندوده بودى او بيمار گردد ، از بهر آن زردى كه اندروست . و ليكن طيبهاى ديگر دوست دارم كه آن نام نيكو بود .
و هم او گفت در حقّ مردى كه جامهء خويش به خلوق آلوده ديد كه بر وى به كارى عيب نهند ، و لكن حرام نيست و بس عيبى ندارد و زيانى نكند .
هامش
( 1 ) - كه روغن مكرر تحرير شده است .