پادشاهى نهان و آشكارا بود چنانك پادشاهئ بيابد و خواستهاى پس خواسته نهان دارد و پادشاهى آشكارا .
پس اگر يك نگين از گونهاى بود و ديگر از گونهاى و نقش نه از كلام خداى عزّ و جلّ و نه از سخنان خوب خداوند خواب مردى بود كه ميل او به زنان و غلامان باشد .
پس اگر بيند كه يكى نگين [
a
93 ] ازو شكسته شد ازان دو كار يكى از وى بشود .
و بود كه اگر بيند كه وى را انگشترى دادند فرزندى بيابد .
عالمان گفتند انگشترى زن بود و نگين فرزند ، و جايگاه ديگر گفتند انگشترى زن بود و نگين دختر .
اگر زنى بود كه انگشترئ سيم اندر دست دارد و مرورا شوى نبود شوهر كند از مردمان ميانه .
اگر چنانك بيند كه انگشترى به مردى دادى دخترى يا خواهرى بدان مرد دهد يا ميان او و شوى جنگ و خصومت اندر افتد « 1 » يا بريده شوند ، و اگر شوى ندارد خود به زنى بدان مرد دهد .
و اگر چنان كه انگشترى را تأويل پسر بود هرچ بدان تعلّق دارد پسر را بود .
اگر بندهاى بيند كه انگشترى از وى بستدند كارى بود كه خداوندش ازو باز ستاند .
اگر بيند كه دست نماز بشست پس انگشترى برگرفت از گناهى كه كرده بود توبه كند و كار به صلاح آرد .
باب رؤية الختم اندر ديدن مهر
پسر سيرين گفت و كرمانى كه اگر بيند كه از بهر كسى مهر بر گل نهاد از خداوند انگشترى پادشاهئ بدان مرد رسد كه آن مهر به دو داد بىآنك از خداوند انگشترى بشود .
پس اگر بيند كه نامه را [
b
93 ] مهر برنهاد نامه چيزى بود و مهر نهادن درستئ آن .
هامش
( 1 ) - اصل : آفتد