پس اگر بيند كه از پوست يا گوشت يا استخوان وى بيافت او خواسته از مردى بياود كه چنين بود .
اگر بيند كه با وى جنگ كند همچنين كه ياد كرديم .
اگر بيند كه خوكان را همىچرانيد بر مردى مهترى ياود .
خوك مردى بود شهره بر نعمت ، امّا ذليل و زشتكار و بدبين .
اگر بيند كه خوكى بيافت يا بكشت مردى را ستم كند بدين گونه كه گفتيم .
پس اگر بيند كه با وى جنگ همىكرد با مردى برينگونه جنگ كند .
پس اگر بيند كه گوشت خوك همىخورد خواستهاى حرام بياود بر آنكه ازان بيند ، و آن خواستهاى بود بىرنج گردآورده .
ديدن خوك اندر كارهاى اين جهانى نيك بود ، و ليكن اندر دين نه نيك بود .
و بچّهء او غم باشد ، و شيرش مصيبت اندر خواسته ، و آن كس كه بيند كه همى خورد بىخرد شود .
اگر بيند كه خوك بچگان را همىچرانيد او بر مردم دون سفله مهتر گردد .
پس اگر بيند كه خوكى بكشت او را كار دنيا نيك شود و دين تباه .
اگر بيند كه همى رفت چنانك خوك رود او خرّمئ بياود .
اگر بيند كه بر خوكى نشسته بودى پادشاهئ بياود و بر دشمن چيره شود . [
b
94 ]
اگر بيند كه بر پشت خوك كارزار همى كرد بر دشمن چيره شود .
باب رؤية الخطّاف اندر ديدن پرستو
پرستو مونس مردم بود .
اگر بيند كه پرستوى بيافت او كسى را بيابد كه هرگز مرورا تنها نگذارد .
اگر بيند كه او را بكشت يا براند او از مردم بريده و تنها گردد .