باب رؤية الخياطه اندر ديدن دوختن
پسر سيرين گفت و كرمانى اگر بيند كه جامهء خويش همىدوخت كار او تمام گردد و حالش نيكو شود .
پس اگر بيند كه جامهء زن همىدوخت او را بدى رسد و غمى .
پس اگر آن جامه را رفو همىكند اندرو سخنها همى گويند و ازان عذر بايد خواست ، يا او را از خويشاوندان جنگ افتند .
پس اگر بيند كه جامهء كسى ديگر را رفو همىكند نيك نباشد .
باب رؤية الخوان و الخلنج اندر ديدن خوان
اگر خوانى بيند كه بيابد او را از پسر عمّ چيزى رسد اين جهانى و خواستهاى .
و اگر با وى خلنج بيند چون طبق و مانند اين او نيكى بيابد از خال يا از پسر عمّه ، و همچنين هر چوبى كه به خلنج ماند .
اگر بيند كه او پارهء خلنج خريد كار شريف ياود .
باب رؤية الخبيص اندر ديدن افروشه
كرمانى گفت خبيص نه چون ديگر طعامهاست ، از بهر آنك آتش در روغن كار كرده است و اندر انگبين و شكر . پس چون سازند ديگر بار آتش به كار بايد . ازين