تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1966

مساهمون:

ص١٩٦٦
هركه عيب دگران پيش تو آورد و شمرد بىگمان عيب تو پيش دگران خواهد برد . سعدى . رجوع به : هركه سخن ديگران . . . ، شود .
هركه غيرت نداشت دينش نيست آن ندارد كسى كه اينش نيست . اوحدى .
هركه فرهنگ از او فروهيده است تيزمغزى ازو نكوهيده است . عنصرى .

هركه فهميد مرد هركه نفهميد برد .

رجوع به : اكثر اهل الجنة . . . ، شود .
هركه كار خدا كند بيقين روزيش مىشود فراوانا . عبيد زاكانى .

هركه كارداران خويشرا احترام كند كار خود را محترم داشته باشد .

مرزبان‌نامه . رجوع به : هركه خويشان را عزيز . . . ، شود .
هركه كارد گردد انبارش تهى ليكن اندر مزرعه باشد بهى و آنكه در انبار ماند و صرفه كرد اشپش و موش و حوادثهاش خورد . مولوى .

هركه كاوش عسل كند انگشتى ليسد .

جامع التمثيل . نظير : هركه گل كند گل خورد . و كل جان يده فى فيه .
بعنبرفروشان اگر بگذرى * شود جامهء تو همه عنبرى وگر بگذرى نزد انگشت‌گر * از او جز سياهى نيايى دگر .
فردوسى .

هركه كتاب عاريه داد بايد يكدستش را بريد و هركه پس آورد دو دستش را .

گاهى كتاب بعاريت برده را بازندهند .

هركه كسى را دوست دارد دوست ويرا دوست دارد و دشمن ويرا دشمن دارد .

كيمياى سعادت . رجوع به : گوش عزيز است گوشواره . . . ، شود .
هركه كمتر شنيد پند پدر روزگارش زياده پند دهد و آنكه را روزگار پند نداد تير زهر آبداده پند دهد . ملك الشعراء بهار .
هركه گردن بدعوى افرازد دشمن از هر طرف به دو تازد . سعدى .
هركه گريزد ز خراجات شاه باركش غول بيابان شود .
هركه گفتار نرم پيش آرد همه دلها بقيد خويش آرد . مكتبى . ترجمه از : لين الكلام قيد القلوب . على عليه السلام . رجوع به : زبان خوش . . . ، شود .

هركه گل كند گل خورد .

تمثل :
ز نيكى بنيكى رسد مرد از آن * كه هركس كه او گل كند گل خورد .
ناصر خسرو .