تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1945

مساهمون:

ص١٩٤٥
. از اسرار التوحيد فى مقامات الشيخ ابى سعيد . نظير : خر آخر خود را گم نمىكند .

هركه آن كند كه نبايد آن بيند كه نشايد .

هركه آيد بجهان ز اهل فنا خواهد بود آنكه پاينده و باقيست خدا خواهد بود . رجوع به : از مرگ خود چاره . . . ، شود .

هركه ابله‌تر بود بخويشتن نيكو گمان‌تر باشد

. . . و هركه عاقل‌تر بود بدگمان تر باشد . )
هركه از استا گريزد در جهان او ز دولت ميگريزد اين بدان . مولوى . رجوع به : اگر مردى بده دل را . . . ، و رجوع به سيبى كه سهيلش . . . ، شود .
هركه از بخل در دلش زنگ است همه دينارهاى او سنگ است . مكتبى . ترجمه‌اى از : دينار الشحيح حجر . على عليه السلام . رجوع به : السخى لا يدخل . . . ، شود .
هركه از پرورنده رنج نديد در جهان جز غم و شكنج نديد
( . . . ميوهء بيشه چون نپرورده است * دل داننده را نه درخورد است خورش خرس يا شغال شود * يا در آن بيشه پايمال شود خرس نيز ار خورد بناچارش * زود در كح‌كح اوفتد كارش . )
اوحدى .
هركه از استا گريزد در جهان * او ز دولت ميگريزد اين بدان .
مولوى . رجوع به : چوب استاد گل است . . . ، شود .

هركه از پل بگذرد خندان بود

. . . زير پل منزلگه رندان بود . )
نظير :
در جهانى دهان ز خنده ببند * چون برستى ز حول حشر بخند .
سنائى .
هركه از پهلوى خود پيه توان برد چو شمع قوت روز از دگران خواستنش نازيباست . اثير اومانى . رجوع به : آب رو آب . . . ، شود .

هركه از تو نيكوخوىتر از تو صوفىتر .

كيمياى سعادت

هركه از چشم دور از دل دور .

نظير : طول العهد ينسى . رجوع به : از دل برود . . . ، شود .

هركه از خدا نترسد از او بترسيد .

هركه از خطر بگريزد خطير نشود .

تمثل :