تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1932

مساهمون:

ص١٩٣٢
روى كعبتين يك و سه است * بر دگر روى بر شش است و چهار . )
خاقانى .

هرطور اين مىزند او مىرقصد .

مطيع هواهاى اوست .
هر عداوترا سبب بايد سند ورنه جنسيت وفا تلقين كند . مولوى . دوستى بىجهت مىشود دشمنى بىجهت نميشود .
هر عصائى نه اژدها گردد هر گيائى نه كيميا باشد . ابو الفرج رونى . رجوع به : زمرد و گيه سبز . . . ، شود .
هر عطا كاندر برات وعده افتد بىگمان آن عطا نبود كه باشد مايهء رنج و عنا . سنائى . رجوع به : الانتظار اشد . . . ، شود .

هر علم را كه رواج بود به قدر احتياج بود .

مقامات حميدى . نظير : احتياج مادر اختراع است .

هر عمل اجرى و هر كرده جزائى دارد .

ستم از غمزه مياموز كه در مذهب عشق . . . )
حافظ . نظير : لكل عمل صواب . خدا ضايع نمىگرداند اجر نيك‌كاران را در اين مزرع نكوكارى بود الحق نكوكارى . رجوع به : از مكافات عمل . . . ، و رجوع به : از تو حركت . . . ، شود .

هر عيب كه سلطان بپسندد هنر است .

گر خود همه عيبها بدين بنده در است . . . )
سعدى . نظير :
در قبول آرند شاهان نيك و بد * چون قبول آرند نبود هيچ رد .
مولوى .
بد نمايد چون اشارت كرد دوست * كفر ايمان شد چو كفر از بهر اوست .
مولوى .
سگ كه شد منظور نجم الدين سگان را سرور است .
و رجوع به : مگسى را كه تو . . . ، شود .

هر غم را ببايد غمگسارى .

چه خوش گفت اين مثل يارى ببارى كه . . . )
امير خسرو دهلوى .

هر غمى را شادى در پى است .

رجوع به : از پى هر گريه آخر . . . ، شود .

هر فرعونى را موسى است .

گج . ترجمه از : لكل فرعون موسى .
هر فروتر به بزرگيست عزيز هر پيمبر به خدا محترم است . خاقانى . نظير : سگ را شناسند به روى خداوند .
هر قطره كه همرنگ نشد با دريا او در دريا چگونه دريا بيند .
( كى پشه تواند كه ثريا بيند * يا مورچه‌اى گلشن خضرا بيند . . . )
عطار .
هر قوم را اندر بوش يزدان عطا كرده روش راند تشى تير خلش چرز افكند پيخالها . مرحوم اديب
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1932 | على اكبر دهخدا