تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1928

مساهمون:

ص١٩٢٨
نه هر كرم آرد ابريشم * نه از هر خاك خيزد زر نه از هر نى بود شكر * نه در هر خار باشد من .
جوهرى هروى .
هر درد و داغ را كه مسيحا كند علاج آن را چه احتياج به معجون و مرهم است . سلمان ساوجى .

هر درديرا درمانيست .

از مجموعهء امثال طبع هند .

هر درديرا درمانى مقرر است .

گج .
هر دست و هر زبان كه در او نيست نفع خلق غير از زبان سوسن و دست چنار نيست . مولوى .

هر دكانى راست بازار دگر

. . . مثنوى دكان فقر است اى پدر . . . )
مولوى .
هردم از اين باغ برى ميرسد تازه‌تر از تازه‌ترى ميرسد . نظامى .

هردم از نو غمى آيد به مباركبادم .

تا شدم حلقه به گوش در ميخانهء عشق . . . )
حافظ .

هردم خيال .

آنكه راى هر دم ديگر كند . آنكه هر زمان عزيمت بگرداند .

هردم دم آخر شمر و واقف دم باش ( يا ) حاضر دم باش .

هر دندانى اين لقمه را نتواند خائيد .

هردو پا را در يك كفش كردن .

از رائى بازنيامدن . عزيمتى را با هيچ ابرامى فسخ نكردن

هردو جان بخشند اما اين كجا و آن كجا .

چشمهء حيوان كجا لعل لب جانان كجا . . . )
طهماسبى . رجوع به : فقرهء بعد شود .

هردو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا .

دانهء فلفل سياه و خال مه‌رويان سياه . . . )
رجوع به : بيت قبل شود .

هر دودى از كباب نيست .

نظير : خر داغ ميكنند .

هردو سر سوداست .

رجوع به : فقرهء بعد شود .

هردو سرش منفعت است .

هردو گون زنبور خوردند از محل ليك شد زان نيش و زين ديگر عسل
( . . . هردو گون آهو گيا خوردند آب * زين يكى سرگين شد و ز آن مشكناب هردو نى خوردند از يك آبخور * اين يكى خالى و آن پر از شكر صد هزاران اين‌چنين اشباه بين * فرقشان هفتاد ساله راه بين اين خورد گردد پليدى زو جدا * و آن خورد گردد همه نور خدا