تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1879

مساهمون:

ص١٨٧٩
نيم نانى گر خورد مرد خداى بذل درويشان كند نيمى دگر هفت اقليم ار بگيرد پادشاه همچنان در بند اقليمى دگر . سعدى .

نيم نانى ميخورم تا نيم جانى در تن است .

كافرم گر رنج خود بر يك مسلمان افكنم . . . )
شهاب الدين سمرقندى .

نيم نانى ميرسد تا نيم جانى در تن است .

بر سر كوى قناعت حجره‌اى بايد گرفت . . . )
سنائى . رجوع به : الرزق على اللّه ، شود .
نى همه‌جاى بىخودى شر مىكند بىادب را بىادب‌تر مىكند
( . . . گر بود عاقل نكوفر مىشود * ور بود بدخوى بدتر مىشود ليك اغلب چون بدند و ناپسند * بر همه مى را محرم كرده‌اند حكم غالب راست چون اغلب بدند * تيغ را از دست رهزن بستدند . )
مولوى .
نى همه يكنام دارد در نيستانها و ليك از يكى نى قند خيزد وز دگر نى بوريا . خاقانى .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1879 | على اكبر دهخدا