نيايد جهانآفرين را پسند كه جويند بر بىگناهان گزند .
فردوسى .
رجوع به : اسكندر رومى را . . . ، شود .
نيايد رهبرى از مردم كور
. . . نخواهد آفتاب از مشعله نور . )
بلبلنامهء عطار .
نظير :
بجوى و جر درافتاده گير و گشته هلاك * چو راه جويد گمره ز كور بىبصرى .
ناصر خسرو .
و رجوع به : از كور ديدهبانى . . . ، شود .
نيايد ز پيكار جز كار بد .
بدان تا نجويند پيكار بد . . . )
فردوسى .
نيايد ز تاج خروس افسرى .
از خزان و بهار كاشف شيرازى .
نيايد ز شاهان پرستندگى نجويد كس از نامور بندگى
فردوسى .
نظير :
مرا مرگ بهتر از اين زندگى * كه سالار باشم كنم بندگى .
فردوسى .
رجوع به : از هركسى كارى . . . ، شود .
نيايد ز صد مورچه فعل مارى .
زده خشت زخم خدنگيش نايد . . . )
فرخى .
رجوع به : صد گنجشك . . . ، شود .
نيايد ز گرگ چوپانى .
نكند جور پيشه سلطانى كه )
اسدى طوسى .
رجوع به : از گرگ شبانى . . . ، شود .
نيايد ز گفتار بسيار سود .
كه آن ايزدى بود و بود آنچه بود . . . )
فردوسى .
رجوع به : آن خشت بود . . . ، شود .
نيايد ز مرد خرد كار بد
. . . نديد او ز ما هيچ كردار بد . )
فردوسى .
نيايد كار شيطان از فرشته .
فرشته است اين به صد پاكى سرشته . . . )
جامى .
نيايد مردمى از ترك و منيوش دهد خاصيت كافور پلپل
( فزونتر ترك سيصد بار بيش است * ز گرگ ، اين هردو هست ارچه معادل . . . )
آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى .
رجوع به : اترك التروك . . . ، هود .
نى بر دل نزد بر دست زد واى اگر بر دل زند اى بىخرد .
( واعظى بد بس گزيده در بيان * زير منبر جمع مردان و زنان
رفت جوجى چادر و روبند ساخت * در ميان آن زنان شد ناشناخت
سائلى پرسيد واعظ را براز * موى عانه هست نقصان در نماز ؟
گفت واعظ چون شود عانه دراز * بس كراهت باشد از وى در نماز
پا بنوره يا ستره بسترش * تا نمازت كامل آيد خوب و خوش