تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1867

مساهمون:

ص١٨٦٧
نيايد جهان‌آفرين را پسند كه جويند بر بىگناهان گزند . فردوسى . رجوع به : اسكندر رومى را . . . ، شود .

نيايد رهبرى از مردم كور

. . . نخواهد آفتاب از مشعله نور . )
بلبل‌نامهء عطار . نظير :
بجوى و جر درافتاده گير و گشته هلاك * چو راه جويد گمره ز كور بىبصرى .
ناصر خسرو . و رجوع به : از كور ديده‌بانى . . . ، شود .

نيايد ز پيكار جز كار بد .

بدان تا نجويند پيكار بد . . . )
فردوسى .

نيايد ز تاج خروس افسرى .

از خزان و بهار كاشف شيرازى .
نيايد ز شاهان پرستندگى نجويد كس از نامور بندگى فردوسى . نظير :
مرا مرگ بهتر از اين زندگى * كه سالار باشم كنم بندگى .
فردوسى . رجوع به : از هركسى كارى . . . ، شود .

نيايد ز صد مورچه فعل مارى .

زده خشت زخم خدنگيش نايد . . . )
فرخى . رجوع به : صد گنجشك . . . ، شود .

نيايد ز گرگ چوپانى .

نكند جور پيشه سلطانى كه )
اسدى طوسى . رجوع به : از گرگ شبانى . . . ، شود .

نيايد ز گفتار بسيار سود .

كه آن ايزدى بود و بود آنچه بود . . . )
فردوسى . رجوع به : آن خشت بود . . . ، شود .

نيايد ز مرد خرد كار بد

. . . نديد او ز ما هيچ كردار بد . )
فردوسى .

نيايد كار شيطان از فرشته .

فرشته است اين به صد پاكى سرشته . . . )
جامى .
نيايد مردمى از ترك و منيوش دهد خاصيت كافور پلپل
( فزونتر ترك سيصد بار بيش است * ز گرگ ، اين هردو هست ارچه معادل . . . )
آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى . رجوع به : اترك التروك . . . ، هود .
نى بر دل نزد بر دست زد واى اگر بر دل زند اى بىخرد .
( واعظى بد بس گزيده در بيان * زير منبر جمع مردان و زنان رفت جوجى چادر و روبند ساخت * در ميان آن زنان شد ناشناخت سائلى پرسيد واعظ را براز * موى عانه هست نقصان در نماز ؟ گفت واعظ چون شود عانه دراز * بس كراهت باشد از وى در نماز پا بنوره يا ستره بسترش * تا نمازت كامل آيد خوب و خوش