نماز زياده كردن كار پيرزنان است و روزه افزون داشتن صرفهء نان است و حج نمودن تماشاى جهان است نان دادن كار مردان است .
خواجه عبد اللّه انصارى .
نمازى كردن .
طهارت شرعى كردن .
مثال :
تا نمازى نشود ديدهء من بنده با شك * عشق دستورى ندهد كه كنم در تو نگاه .
اخسيكتى .
دل دوش هزار چارهسازى مىكرد * با وعدهء دوست عشقبازى مىكرد
تا بر كف پاى تو تواند ماليد * دل را همهشب ديده نمازى مىكرد .
عسجدى .
نماند آب سخن را چو رانى از پى نان .
اگر نيامد تر شعر من رواست از آنك . . . )
سنائى .
نماند بد و نيك بر هيچكس .
جهان سر بسر چون فسانه است و بس . . . )
فردوسى .
نماند بر اين خاك جاويد كس تو را توشه از راستى باد و بس .
فردوسى .
و در جاى ديگر
( . . . ز هر بد به يزدان پناهيد و بس )
فردوسى . رجوع به : اگر خواهى از هر دوسر . . . ، شود .
تاريخ نماند براين خاك خونخوار كس * تو را توشه از راستى باد و بس .
فردوسى .
نماند بر اين خاك خونخوار كس تو را توشه از راستى باد و بس
. فردوسى .
نماند بكس جاودان روزگار .
كه نامست اندر جهان يادگار . . . )
فردوسى .
نماند بكس روز سختى و رنج نه آسايش و شادمانى و گنج .
فردوسى .
نماند بيك حال گردنده گردون ستمگر نه بر چرخ مسمار دارد .
آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى .
نماند جز از نام نيكو و بس .
نپايد جهان اى برادر بكس . . . )
فردوسى .
و رجوع به : اگر جاودانه نمانى . . . ، شود .
نماند جهان نام ماند بجاى .
برون ميروم زين پتيره سراى . . . )
زجاجى .
پتيره بمعنى منفور و مكروه است . رجوع به : اگر جاودانه نمانى . . . ، شود .
نماند حاتم طائى و ليك تا بابد بماند نام بلندش بنيكوئى مشهور .
سعدى .
رجوع به : اگر جاودانه نمانى . . . ، شود .
نماند خرد چون درآيد هوس .
جهاندار گفت اى مبارك نفس . . . )
امير خسرو .
نماند سر چو شد اسرار گفته .
زبان بربسته بهتر سر نهفته . . . )
ناصر خسرو .
نماند قيمت اعراض چون پيدا شود جوهر كجا كل آمده باشد چه باشد قيمت اجزا .
قطران .
نماند گنجى كه روزگار آورد .
بروزگار نماند آن دفينهء پرويز * بلى . . . )
ملك الشعراء بهار . رجوع به : باد آورده را . . . ، شود .