تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1833

مساهمون:

ص١٨٣٣

نماز زياده كردن كار پيرزنان است و روزه افزون داشتن صرفهء نان است و حج نمودن تماشاى جهان است نان دادن كار مردان است .

خواجه عبد اللّه انصارى .

نمازى كردن .

طهارت شرعى كردن . مثال :
تا نمازى نشود ديدهء من بنده با شك * عشق دستورى ندهد كه كنم در تو نگاه .
اخسيكتى .
دل دوش هزار چاره‌سازى مىكرد * با وعدهء دوست عشق‌بازى مىكرد تا بر كف پاى تو تواند ماليد * دل را همه‌شب ديده نمازى مىكرد .
عسجدى .

نماند آب سخن را چو رانى از پى نان .

اگر نيامد تر شعر من رواست از آنك . . . )
سنائى .

نماند بد و نيك بر هيچكس .

جهان سر بسر چون فسانه است و بس . . . )
فردوسى .
نماند بر اين خاك جاويد كس تو را توشه از راستى باد و بس . فردوسى . و در جاى ديگر
( . . . ز هر بد به يزدان پناهيد و بس )
فردوسى . رجوع به : اگر خواهى از هر دوسر . . . ، شود .
تاريخ نماند براين خاك خونخوار كس * تو را توشه از راستى باد و بس .
فردوسى .
نماند بر اين خاك خونخوار كس تو را توشه از راستى باد و بس . فردوسى .

نماند بكس جاودان روزگار .

كه نامست اندر جهان يادگار . . . )
فردوسى .
نماند بكس روز سختى و رنج نه آسايش و شادمانى و گنج . فردوسى .
نماند بيك حال گردنده گردون ستمگر نه بر چرخ مسمار دارد . آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى .

نماند جز از نام نيكو و بس .

نپايد جهان اى برادر بكس . . . )
فردوسى . و رجوع به : اگر جاودانه نمانى . . . ، شود .

نماند جهان نام ماند بجاى .

برون ميروم زين پتيره سراى . . . )
زجاجى . پتيره بمعنى منفور و مكروه است . رجوع به : اگر جاودانه نمانى . . . ، شود .
نماند حاتم طائى و ليك تا بابد بماند نام بلندش بنيكوئى مشهور . سعدى . رجوع به : اگر جاودانه نمانى . . . ، شود .

نماند خرد چون درآيد هوس .

جهاندار گفت اى مبارك نفس . . . )
امير خسرو .

نماند سر چو شد اسرار گفته .

زبان بربسته بهتر سر نهفته . . . )
ناصر خسرو .
نماند قيمت اعراض چون پيدا شود جوهر كجا كل آمده باشد چه باشد قيمت اجزا . قطران .

نماند گنجى كه روزگار آورد .

بروزگار نماند آن دفينهء پرويز * بلى . . . )
ملك الشعراء بهار . رجوع به : باد آورده را . . . ، شود .