كجا رسد خربارى باسب جولانى
بملك عشق چه خيزد ز كدخدائى عقل . . . )
قاآنى .
كجا رسد دم عيسى بگرد آن بادى كه بوى گيسوى جانان بعاشقان آورد .
كمال اسمعيل .
كجا سود دارد بديوانه پند
دلم را نشد پند او سودمند . . . )
نظام وفا .
كجا شد فريدون و ضحاك و جم فراز آمد از باد و شد سوى دم .
فردوسى .
رجوع به : از مرگ خود چاره نيست . . . ، شود .
كجا شد فريدون و ضحاك و جم مهان عرب خسروان عجم
( . . . كجا آن بزرگان ساسانيان * ز بهراميان و ز اشكانيان
نكوهيدهتر شاه ضحاك بود * كه بيدادگر بود و ناپاك بود
فريدون فرخ ستايش ببرد * بمرد او و جاويد نامش نمرد . )
فردوسى .
كجا شد كيومرث شاه بلند كجا جم و طهمورث ديو بند كجا شد سيامك شه نازنين كجا رفت هوشنگ با داد و دين جهانشان به خاك اندر افكند پاك برآورد پس گنجهاشان ز خاك از ايشان نمانده است جز نام چيز برفتند و ما رفت خواهيم نيز .
اسدى .
رجوع به : از مرگ خود چاره . . . ، شود .
كجا عيسى طبيب آيد كسى بيمار كى باشد
اگر وصل لبش يابم مرا بيمار كى بينى . . . )
اديب صابر .
كجا كس انگبين دارد مگس بر گرد خوان دارد
ندارم باك از آن هرگز كه دارم انگبين بر خوان . . . )
سنائى . رجوع به : هر كجا شكرستان بود . . . ، شود .
كجا گل آمده باشد چه باشد قيمت اجزا
نماند قيمت اعراض چون پيدا شود جوهر . . . )
قطران .
كجا گردش چرخ مستى خرد
مكن ناز و مستى تو اى بىخرد . . . )
مرحوم اديب .
كجا گور دشتى است آب و گياست
بهين جاى هرجا كه باشم مراست . . . )
اسدى .
تمثل :
هر كجا باشى تو كام خويشتن يا بى مدام * هر كجا گوران بود آنجا بود آب و گيا .
قطران .
و رجوع به : البعرة تدل . . . ، شود .