كدام ابله بود احمقتر از آنك بر زبر استاد دوكان گيرد .
كيمياى سعادت .
رجوع به : دكان برتر گرفتن ، شود .
كدام باد شما را باينجا آورد .
تمثل :
امشب بر من زمانه شاد آوردت * جوز افش و مشترى نهاد آوردت
اميد نبد مرا كه آئى بر من * اى آتش دل كدام ياد آوردت .
مجير بيلقانى .
رجوع به : آفتاب از كدام سمت . . . ، شود .
كدام دانه فرو رفت در زمين كه نرست چرا بدانهء انسانت اين گمان باشد .
( مرا بگور سپارى مگو وداع وداع * كه گور پردهء جمعيت جنان باشد
فروشدن چو بديدى برآمدن بنگر * غروب شمس و قمر را چرا زيان باشد . . . )
جلال الدين رومى .
كدام دنده بخوابانمت كه بادت در نرود .
رجوع به : بكدام سازت . . . ، شود .
كدام عاقل رغبت كند در آن صيدى كه جغد در پى او همعنان رود با باز .
كدام گور او را تن ميگيرد ؟ نهايت شقى و گناهكار است .
تمثل :
تن من گر در اين حسرت بميرد * بگيتى هيچ گورش نپذيرد .
ويس و رامين .
كدام گور مىخوابد ؟ رجوع به : فقرهء قبل شود .
كدام محنت ديدى كه آن بماند مقيم كدام نعمت ديدى كه آن نيافت زوال .
از عقد العلى .
نظير :
و كل مصيبة نزلت بقوم * سيأتى بعد شدتها الرخاء .
كدبانو و كدخدا كه با هم سازند از خاك زر كنند .
تمثل :
نشنو دستى كه خاك زر گردد * از ساخته كدخدا و كدبانو .
ناصر خسرو .
كدخدا رود بود و كدبانو بند .
و از دست زن نادوست و ناكدبانو بگريز كه گفتهاند . . .
اما نه چنان كه چيز ترا دو دست گيرد و نگذارد كه تو بر چيز خود مالك باشى . ) از قابوسنامه .
كدخداى كوهستان .
بمزاح ، خرس .
كدخداى كيگا .
احول و چپ . كيگا دهكدهاى در شمال طهرانست كه مردم آن همگى مبتلا به حول باشند .
كدخدائى خدائى است برنج خاصه آن را كه نيست نعمت و گنج