تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1121

مساهمون:

ص١١٢١
عيدت را اينجا كردى نوروزت را برو جاى ديگر گويا در قديم مراد از عيد مطلق ، عيد فطر يا اضحى بوده است . انورى گويد :
عيد تو همايون و همه روز تو چون عيد * نوروز تو از عيد تو خرمتر و خوشتر .
عيد ماتمى را تهنيت نيست . * ( مبارك باد وصلم گو مكن چرخ كه . . . )
كليم . عيد مىآيد عيبها را آشكار مىكند . مثلى متداول فقر است و مراد آنكه چون عيد نوروز لباس نو براى زنان و كودكان و شيرينى براى مهمان و چيزهاى ديگر بايد درويشى و بىنوائى نيازمندان آنگاه آشكار شود . نظير : عيد نيست عيب است . رجوع به : فقرهء قبل شود .
عيسات دوست به كه حواريت آشنا * ( فتراك عشق گير نه دنبال عقل از آنك . . . )
خاقانى . رجوع به : اگر خاك هم بسر مىكنى . . . ، شود .
عيسى از گفتار نااهلان برآمد بر فلك * آدم از وسواس ناجنسى برون رفت از جنان .
خاقانى . عيسى بافته مريم رشته . صعب الحصول . اشاره :
اوحدى خواهى كه چون عيسى بخورشيدى رسى * آتشى درزن بسوز اين دلق مريم رشته را .
اوحدى . عيسى بدين خود موسى بدين خود . مردمان را در اختيار دين بايد آزاد گذاشت . نظير :
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ .
قرآن كريم . سورهء 2 . آيهء 212 .
فضل تو چيست بنگر بر ترسا * از سر هوس برون كن و سودا را تو مؤمنى گرفته محمد را * او كافر و گرفته مسيحا را ايشان پيمبران و رفيقانند * چون دشمنى تو بيهده ترسا را .
ناصر خسرو .
گرزى تو قول ترسا مجهول است * معروف نيست قول توزى ترسا او بر دوشنبه و تو بر آدينه * تو ليل قدر گيرى او يلدا روز و شب تو از شب و روز او * بهتر ز چيست خيره مكن صفرا .
ناصر خسرو .
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ .
قرآن كريم . سورهء 109 . آيهء 6 . عقيده آزاد است .
عيسى برهى ديد يكى كشته فتاده * حيران شد و بگرفت بدندان سرانگشت گفتا كه كرا كشتى تا كشته شدى زار * تا باز كجا كشته شود آنكه ترا كشت ( چون تيغ بدست آرى مردم نتوان كشت * نزديك خداوند بدى نيست فرامشت اين تيغ نه از بهر ستمكارى دادند * انگور نه از بهر نبيد است بچرخشت . . .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1121 | على اكبر دهخدا