زود يابد نام * هركه را فضل باشد و احسان .
( نام جويست و . . . )
فرخى .
رجوع به : احسان همه خلق . . . و السخى لا يدخل . . . ، شود .
زور بر گاو و ناله بر گردون . جامع التمثيل . رجوع به : رنج بر گاو و ناله . . . ، شود .
زور بكشتن دهد زر بجهنم برد .
زورت بيش است حرفت پيش است . رجوع به : الحكم لمن غلب ، شود .
زور جاى حساب را ميگيرد . نظير : زور كه آمد حساب برخاست . زور حق را پايمال مىكند . رجوع به : الحكم لمن غلب . . . ، شود .
زور حق را پايمال مىكند . رجوع به : الحكم لمن غلب ، شود .
زوردار بىزور را هرد . هرد در لهجهء لران بمعنى خورد باشد . و مراد آنكه قوى ضعيف را در كار خويش كند . رجوع به : الحكم لمن غلب ، شود .
زوردار پول نميخواهد بيزور هم پول نميخواهد . رجوع به : الحكم لمن غلب ، شود .
زور دارى ده را چه ميكنى * زور ندارى ده را چه ميكنى .
رجوع به :
الحكم لمن غلب ، شود .
زور ده مرده چه خواهى زر يكمرده بيار . * ( زر ندارى نتوان رفت به زور از دريا . . . )
سعدى . رجوع به : اى زر تو خدا نهاى . . . ، شود .
زورش بخر نميرسد پالانشرا را مىزند ( يا ) بپالان مىچسبد . تمثل :
چون با ياران خشم كنى جان پدر * ير من ريزى تو خشم ياران دگر
دانى كه منم زبونتر و عاجزتر * پالان بزنى چو برنيائى با خر . « 1 »
فرخى .
حرف قرآن را ضريران معدنند * خر نبينند و بپالان برزنند .
مولوى .
زور قبض و برات نميخواهد . نظير : زور جاى حساب را مىگيرد . رجوع به : الحكم لمن غلب ، شود .
هامش
( 1 ) در چند نسخهء خطى ديوان فرخى از جمله ديوان آقاى رشيد ياسمى كه مرحوم محمد باقر ميرزاى خسروى از روى چندين نسخه جمع و تصحيح كرده و نيز در نسخهاى كه سابقا متعلق بمرحوم جيحون بوده و اكنون در ملك مؤلف است رباعى به صورت ذيل مضبوط است :چون با ياران خشم كنى جان پدر * بر من مپريش خشم ياران دگر
دانى كه منم زبونتر و عاشقتر * پالان بده و جوشن مينائى خر .و در نسخهء آقاى ياسمى كلمهء مپريش مصرع دويم نسخهء بدل ، مبريز دارد و مصراع چهارم . نسخه بدل ، بر من ستم و جفا كنى بيحد و مر .
و انچه در متن ضبط كردهام تصحيح قياسى اين بنده است و هرچند كلمهء ، تو در مصراع دويم حشو مىشود ولى چيز ديگرى فعلا بنظرم نميرسد . فرخى در رباعيهائى كه دارد غالبا التزام مثلى را كرده است .