زمان هر زمان بهرهء هركس است * ( چنين گفت رستم كه كشتن بس است . . . )
فردوسى .
نظير :
ديگران در شكم مادر و پشت پدرند .
سعدى .
زمانه زمانيست چون بنگرى * ندارد كسى آلت داورى .
فردوسى .
زمانهسازى كردن . از مجموعهء امثال طبع هند . با مردمان بتملق و تبصبص و چاپلوسى زيستن .
زمانه سراسر فريب است و بس * نباشد بسختيت فريادرس .
فردوسى .
زمانه سفلهپرور است . جامع التمثيل . نظير : دنيا دونپرور است .
زمانه فشارندهء اژدها است * برون افكن اينهمه خوردههاست .
حضرت اديب .
زمانه كه او روزپيماى تست * بسى چيرهتر بر تو از راى تست .
حضرت اديب .
زمانه كه دستور بادافرهى است * نگهدار كار بدى و بهى است
گر ايدون كه راى مكافا كند * مكافات ديروز فردا كند .
حضرت اديب .
رجوع به : از مكافات عمل . . . ، شود .
زمانه نه بيداد داند نه داد * ( و ليكن چنين است چرخ از نهاد . . . )
اسدى .
زمانه نه كاهد نه خواهد فزود * ( مرا بيش از اين زندگانى نبود . . . )
فردوسى .
رجوع به : از مرگ خود چاره نيست . . . ، شود .
زمانه نه يك اژدها دوشزاد * يكى دوش و ديگر پريدوش زاد .
حضرت اديب .
زمانه نيست مگر رذل جوى و رذل پرست * ستاره نيست مگر دوننواز و دونپرور .
قاآنى .
نظير : زمانه سفلهپرور است .
زمانه هم بكاريست . همه آن نيست كه ما مىانديشيم ، باشد كه كار ديگرگون شود . تمثل :
نوميد نيم ز كار وصلت * زيرا كه زمانه هم بكاريست .
مجير بيلقانى .
لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً .
قرآن كريم . سورهء 65 . آيهء 1 .
زمانى فراز و زمانى نشيب * ( بدرديم از اين رفتن در فريب . . . )
فردوسى .
زمانى مياساى ز اموختن * اگر جان همى خواهى افروختن .
فردوسى .
رجوع به : آنكس كه داناتر است . . . ، شود .
ز محرم چو گذشتى چه بود ؟ ماه صفر * دو ربيع و دو جمادى ز پى يكديگر
رجب است از پس شعبان رمضان و شوال * پس بذيقعده و ذيحجه بكن نيك نظر .
ز مردار كس نريزد خون * ( نكند قصد هيچ خصم زبون
كه . . . )
سنائى .
ز مرده بتر هركه نادان بود * همه زندگانيش زندان بود .
فردوسى .