تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
با وقت بود بسته همه كار و همه چيز بىوقت بود كار بسر بردن دشوار . سعدى . رجوع به : الامور مرهونة . . . ، شود .

با هر خمرى خماريست

. رجوع به : اندر پس هرخنده . . . و رجوع به : گنج و مار و گل و خار و . . . ، شود .

با هر دست كه دادى پس مىگيرى

. رجوع به : از مكافات عمل . . . ، شود .
با هركس منشين و مبر از همگان نيز بر راه خرد رو نه مگس باش نه عنقا . ناصر خسرو . نظير : با بدان صحبت مدار و بصحبت نيكان قناعت مكن . شيخ ابو سعيد ابو الخير . لقمان را گفتند ادب از كه آموختى گفت از بىادبان . . . ، سعدى .
با هركه دوستى خود اظهار ميكنم خوابيده دشمنى است كه بيدار ميكنم . نافع . رجوع به : اعلمه الرمايه . . . ، شود .

با هركه راست آيد از چپ و راست آيد

. نقل از مجموعهء امثال مختصر طبع هندوستان . فاعل راست آمدن بخت است .

با هر گلى خاريست

. رجوع به : اندر پس هر خنده . . . و رجوع به : گنج و مار و گل و خار و . . . ، شود .

با همت باز باش و با كبر پلنگ

( . . . زيبا بگه شكار و پيروز بجنگ * كم كن بر عندليب و طاووس درنگ كانجا همه بانگ آمد و اينجا همه رنگ . )
رجوع به : همت بلند دار . . . ، شود .

با همه بازى است با جان هم !

( بر دل و جان بنده حكم تراست * اى شهنشاه حسن و فرمان هم چند گوئى كه از تو برگردم . . . )
سنائى . رجوع به : با من هم پلاس . . . ، شود .

با همه بلى با من هم بلى

. رجوع به : با من هم پلاس . . . ، شود .

با همه پلاس با من هم پلاس

. رجوع به : با من هم پلاس ، شود .
با همه خلق جهان گرچه از آن بيشتر گمره و كمتر برهند آنچنان زى كه بميرى برهى نه چنان زى كه بميرى برهند . سنائى . رجوع به : آنچنان زى . . . ، شود .

با همه سالوس و با ما نيز هم .

( . . . داد او و صد چو او اين دم دهم )
مولوى . رجوع به : با من هم پلاس . . . ، شود .

با همه كج كلاه با ما هم

. نقل از مجموعهء امثال مختصر طبع هندوستان . در ديوان چاپى سنائى نيز شعر مشهور چنين ضبط شده است :
چند گوئى سنائى آن من است * با همه كج پلاس با ما هم . ( ؟ )
رجوع به : با من هم پلاس ، شود .

با همه كس پلاس با ما هم

. تمثل :