نظير : عطايش را بلقايش بخشيدم . نه شير شتر نه ديدار عرب . ان كنت ناصرى فغيب شخصك عنى . از خودت ميترسم .
اميدها در نااميديست
. رجوع به : از پى هر گريه آخر . . . ، شود .
امير ضعيف به كار نيايد
. ابو الفضل بيهقى . نظير :
شاه پر دل ستيزهكار بود * شاه بددل هميشه خوار بود
دادگر شاه عاجز با داد * نه تواند ستد نه يا رد داد
دل شه چون ز عجز خونابه است * او نه شاهست نقش گرمابه است
ملك را شاه ظالم پردل * به ز سلطان بددل عادل .
سنائى .
سلطان غشوم خير من فتنه تدوم . و رجوع به از بند گيرد . . . ، شود .
انائى كه پر شد دگر كى پرد .
( نه خود را گمان كردهء پرخرد . . . )
سعدى . نظير :
نتوان كرد ظرف پر را پر .
سنائى . و رجوع به : از تواضع بزرگوار . . . ، شود .
انار سمنان و شعر سلمان در هيچ جاى نيست
. علاء الدولهء سمنانى .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
قرآن كريم . سورهء 2 آيهء 156 . ما خداى رائيم و بازگشت ما بسوى اوست اقتباس .
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم انا اليه راجعون .
مولوى .
رجوع به : از مرگ خود چاره . . . ، شود .
انا اعرفكم بالله و اخشاكم عن الله
. حديث . من از شما به خدا شناساتر و بيش از شما از او تعالى ترسانم . رجوع به انما يخشى اللّه . . . ، شود .
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها .
قرآن كريم . سورهء 17 . آيهء 7 اگر نيكى كنيد نيكى بشما بازگردد و اگر بدى پسنديد بدى بشما بازگشت كند . رجوع به : از مكافات عمل . . . ، شود .
ان اردت النجات فانكح غريبا
. ( . . . و على الاقربين لا تتوصل فأشف الثمار حسنا و طيبا ثمر غصنه غريب موصل . ) نقل از تاريخ ظهير الدين مرعشى . تجربه و علم ثابت كرده است كه مواصلت ممتد افراد خاندانى با يكديگر سبب انحطاط نسل و ضعف و ناتوانى فرزندان و گاهى موجب انقراض دوده شود . و بر خلاف ، پيوند با بيگانگان مايهء قوت و سلامت اخلاف و ذرارى گردد . اين شاعر ملهم بدين معنى شده و گويد اگر رستگارى خواهى زن از بيگانگان كن و از پيوند نزديكان بپرهيز چه آن بر و ميوه كه از شاخ پيوسته برآيد شادابتر و زيباتر و پاكيزهتر باشد .
ان اردت ان تطاع فسل ما يستطاع
. اگر خواهى ترا فرمان كنند آنچه نرود مران .
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ .
( يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ