تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مخور انده و باده خور روز و شب * دلت پر ز رامش پر از خنده لب .
فردوسى .
له ملك ينادى كل يوم * لدوا للموت و ابنوا للخراب .
فللموت ما تلد الوالده .
كجا شد كيومرث شاه بلند * كجا جم و طهمورث ديوبند كجا شد سيامك شه نازنين * كجا رفت هوشنگ با داد و دين جهانشان به خاك اندر افكند پاك * برآورد پس گنجهاشان ز خاك از ايشان نمانده است جز نام چيز * برفتند و ما رفت خواهيم نيز .
اسدى .
كجا آن سر و تاج شاهنشهان * كجا آن دلاور گرامى مهان كجا آن حكيمان و دانندگان * همان رنج بردار خوانندگان كجا آن بتانى پر از ناز و شرم * سخن گفتن خوب و آواى نرم كجا آنكه در كوه بودش كنام * بريده ز آرام و از نام و كام كجا آنكه سودى سرش را بأبر * كجا آنكه بودى شكارش هژبر . همه خاك دارند بالين و خشت * خنك آنكه جز تخم نيكى نكشت .
فردوسى .
كجا آن بزرگان با تاج و تخت * كجا آن سواران بيدار بخت كجا آن خردمند گندآوران * كجا آن سرافراز جنگىسران همه خاك دارند بالين و خشت * خنك آنكه جز تخم نيكى نكشت .
فردوسى .
مىنماند در جهان يك تار مو * كل شيى هالك الا وجهه .
مولوى .
هركه آمد بجهان ز اهل فنا خواهد بود * آنكه پاينده و باقيست خدا خواهد بود بيا تا جهان را به بد نسپريم * بكوشش همه دست نيكى بريم نباشد همى نيك و بد پايدار * همان به كه نيكى بود يادگار همان گنج و دينار و كاخ بلند * نخواهد بدن مر ترا سودمند .
فردوسى .
يكى سينهء شير باشدش جاى * يكى كركس و ديگريرا هماى .
فردوسى .
ز مادر همه مرگ را زاده‌ايم * بناچار گردن به دو داده‌ايم .
فردوسى .
مياز ايچ با آز و با كينه دست * به منزل مكن جايگاه نشست سراى سپنج است بر راه رو * تو گردى كهن ديگر آيد بنو يكى اندر آيد دگر بگذرد * زمانى به منزل چمد يا چرد چو برخيزد آواز طبل رحيل * به خاك اندر آيد سر شير و پيل .
فردوسى .
اگر پادشاه همه كشور است * وگر پاك شايسته پيغمبر است سرانجامشان رفت بايد بگور * كه نگزيرد از گور نزديك و دور .
فردوسى .
اگر چند بسيار مانى بجاى * هم آخر سرآيد سپنجى سراى .
اسدى .
امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 156 | على اكبر دهخدا