خروج ثلث اختصاص به دارائى ميت قبل از وصيت نداشته بلكه از كليهء دارائى او قبل از فوت اخراج مىشود .
و شامل كليه حقوق از قبيل حق تحجيز و خيار و ارش جنايت و امثال آنها خواهد بود .
بلكه آنچه بعد از موت در حكم ملك او گردد خواه سبب آن قبل از موت فراهم شده باشد مثل ديه خطاء و نصب دام براى شكار يا بعد از فوت ، مثل ابراء از دين ، از همه اينها ثلث خارج خواهد شد .
( كليات حقوقى ص 447 )
وَصيَّتِ عَهْدى
- ( اصطلاح فقهى ) .
در كليات حقوقى آمده است .
وصيت بمعنى عهد است و تقسيم مىشود به دو قسم : وصيت عهدى و وصيت تمليكى .
در وصيت عهدى شخص انجام آن را بعهدهء ديگرى قرار ميدهد و در وصيت تمليكى خود عهدهدار آن ميگردد . پس وصيت تمليكى به وصيت عهدى راجع مىشود .
وصيت عهدى عبارت است از اينكه شخص حقوقى را كه راجع به خود او است بعد از موت به ديگرى اعطاء نمايد .
و اين قسم همان است كه شارع ترغيب و تحريص به آن نموده و در قرآن مجيد فرموده
« كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ »
تا آنجا كه ميفرمايد
« فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ . »
و گاه اتفاق مىافتد كه وصيت واجب شود و آن در جائى است كه امانتى نزد او باشد و بترسد از اينكه پس از فوتش آن را به صاحبش رد نكنند و يا ديونى از مخلوق و يا خالق بر ذمه اوست و ايمن نباشد از اينكه ورثه آن را اداء خواهند نمود .
و بهتر از همه آنست كه شخص خود را وصى خويش قرار دهد و به ديگرى اعم از دور و نزديك اتكال نكند و چنانچه ديون يا حقوق واجبى از قبيل خمس و زكات و مظالم و امثال آنها بر ذمهء اوست خود اداء نمايد . و اگر اماناتى از مردم نزد او است به آنها رد كند . و اگر نماز و روزهء بر ذمه اوست با تمكن خود قضاء نمايد و در صورتى كه معذور باشد و نتواند خود قيام بامر خويش نمايد ، آدم موثق امينى را وصى خود قرار دهد و وصاياى خود را واضح و روشن بطورى كه اجمال و ابهامى در آن نباشد بيان نمايد .
و اشخاصى كه ميدانند بايد كسانى را كه نمىدانند راهنمائى نموده و بطريقهئى كه شايست و بايست آگاه سازند زيرا خداوند متعال قبل از آنكه جهال را مكلف بتعليم نمايد . علما را مكلف به ياد دادن كرده است .
وَصيَّتِ بَر معدوم
- ( اصطلاح فقهى ) در كليات حقوقى آمده است .
وصيت تمليكى بمعدوم به تبع موجود صحيح است مثل اينكه شخص مالى را بعد از خود به فرزند موجودش و فرزندى كه بعدا از او بوجود آيد تمليك نمايد ولى استقرار وصيت نسبت به فرزند غير موجود بالفعل به تبع موجود موقوف است به اين كه در آينده داراى فرزند جديدى بشود و واقع نشدنش كاشف از بطلان وصيت در اين قسمت خواهد بود .