تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2077

مساهمون:

ص٢٠٧٧
حائض و مسافر و يا نهى طبيب از تناول اغذيهء مضره به مريض ناظر دوام نبوده و بلكه ناظر بوقت معينى مىباشد - بطورى كه پس از سپرى شدن ايام حيض و سفر در حائض و مسافر و حصول برء در مريض ، مفاد حكم نهى نيز بپايان ميرسد پس نمىتوان صيغهء نهى را در همه جا مفيد دوام دانسته و آن را بدن اختصاص داد و بلكه بايد گفت كه صيغهء مزبوره در بعضى از موارد حقيقت در دوام و در برخى ديگر حقيقت در مرده است - زيرا در هر دو مورد بطور مساوى استعمال شده و استعمال هم دليل حقيقت مىباشد - چه آنكه حمل آنها بر مجاز و يا اشتراك لفظى بر خلاف اصل است پس بناچار بايد آن را مشترك معنوى بين آن دو معنى دانست . ولى اين استدلال مردود است زيرا محل كلام ما در اين مبحث نهى مطلق است نه نهى مقيد به زمان مخصوص و وقت معين - زيرا اگر نهى مقيد به زمان معينى باشد مسلما به همان زمان ، محدود و مختص خواهد شد - بنا بر اين چون نهى راجع بصلاة و صوم نسبت بحائض و مسافر و تناول اغذيهء مضره نسبت به مريض بموجب مصرحات ديگر و قرائن اشارات موجوده مقيد به زمان حيض و سفر و مرض است لذا به همان ازمنه و اوقات اختصاص يافته است و اين امر موجب اين نيست كه صيغهء وى در حال اطلاق و تجرد از قيد زمان نيز بوقت دون وقت دلالت نمايد . در پايان اين فصل از بيان نكته ناگزير هستيم كه : ثبوت دلالت نهى بر دوام طبعا ملازم با ثبوت دلالت آن بر فور است زيرا تراخى و عدم فوريت كه مستلزم ايجاد فاصله زمانى است منافى با دوام و استمرار مىباشد و به همين جهت كليه قائلين بدلالت آن بر دوام بالملازمه آن را مفيد فور و قائلين باشتراك هم آن را بين فور و تراخى مشترك دانسته‌اند . ( اصول رشاد ص 117 - 113 ) .

نَهْىِ إرْشادى

- ( اصطلاح اصولى ) براى فهم اين تركيبات : نهى ارشادى - نهى تنزيهى - نهى ذاتى نهى اصلى - نهى تبعى - نهى الزامى نهى مولوى . رجوع بنهى و امر . . . شود .

نِيَّت

- نيت در لغت انبعاث دل باشد به طرف آنچه موافق غرض خود داند از جلب نفع و دفع مضار حالا يا مالا و در شرع اراده‌ايست كه متوجه به طرف فعل براى طلب رضايت خدا و امتثال اوامر او باشد . و نيز در لغت عزم باشد و در شرع عزم و قصد بفعل باشد . ( از كشاف ص 1439 ) .

نَهىِ از ضِدّ

- ( اصطلاح اصولى ) يكى از مباحث مهم اصولى است . در اصول رشاد آمده است : بحث در اينكه امر بشيء مقتضى نهى از ضد آن شىء مىباشد يا خير ! از مباحث آشفته و درهم پيچيده اين فصل است بطورى كه حتى خود مؤلفين نيز به اين حقيقت اعتراف نموده و عموما