فعل منهى عنه را بذهنش خطور داده باشد آن را ترك نمايد و يا اينكه آن عمل بنفسه و با قطع نظر از نهى شارع اصولا مورد نفرت و مخالفت طبع وى بوده و به همين جهت از آن اجتناب ورزيده باشد .
و بالاخره وى در همهء اين حالات عرفا غير عاصى شناخته مىشود .
پس در عمل بمفاد نهى تصميم مكلف و كف نفس وى شرط وقوع امتثال نيست و بلكه مجرد ترك فعل كافى است خواه اين ترك مبتنى بر تصميم و كف نفس باشد و يا بدون تصميم و توجه و التفات صورت بگيرد .
ولى بعضىها با اين نظر مخالفت نموده و گفتهاند كه ترك فعل صرفا و بدون اينكه مبتنى بر تصميم و ارادهء باشد براى تحقق امتثال و عمل بمفاد نهى كافى نيست و بلكه مطلوب بالنهى همانا خوددارى مكلف و كف نفس وى از ارتكاب به عمل منهى عنه مىباشد - زيرا عنوان ترك الفعل من حيث هو يك مفهوم وجودى نيست تا نفى و اثباتش در اختيار مكلف بوده و شايستگى قبول تكليف را داشته باشد بلكه مفهوما امر عدمى و نفى محض است كه از زمان پيش و قبل از اينكه تكليف بر آن تعلق گيرد به خودى خود حاصل بوده است و به همين جهت نمىتواند متعلق تكليف واقع شود چه آنكه الزام مكلف بر تحصيل آن ، الزام بر تحصيل فعل و تكليف بر ما لا يطاق مىباشد .
و به تعبير ديگر : چون حكم فعل از جملهء احكام خمسه مىباشد لذا مانند ساير احكام فقط به مقدورات تعلق ميگيرد و چون نفى فعل به خودى خود و بدون دخالت مكلف قبلا حاصل بوده است لذا تحصيل مجدد آن مقدور نمىباشد و به همين جهت حكم نهى نيز نمىتواند بر آن تعلق بگيرد .
ولى اين استدلال صحيح نيست زيرا بر فرض تسليم به اين كه تحصيل نفس نفى الفعل از قدرت مكلف خارج باشد ولى ابقاء و افنايش بطور قطع در اختيار مكلف است چه آنكه مكلف ميتواند با عدم تقرب به عمل منهى عنه آن را ابقاء نموده و يا با ارتكاب به عمل مزبور بقاء و دوام آن را قطع كند - بنا بر اين چون بقاء و زوال نفى الفعل مقدور مىباشد لذا تعلق حكم بر آن بلا مانع خواهد بود .
مقتضاى نهى منع مكلف از بجا آوردن فعل منهى عنه و تقرب بدان مىباشد و اين معنى تحقق پيدا نمىكند مگر آنكه مكلف براى هميشه و على الدوام از بجا آوردن آن اجتناب ورزد و الا در هر برههء از زمان كه بارتكاب آن مبادرت كند بر خلاف مقتضاى نهى عمل كرده و عرفا عاصى و در نظر عقلاء مستحق توبيخ شمرده مىشود - پس صيغهء نهى مفيد دوام و تكرار است .
ولى بعضىها آن را بين مره و تكرار مشترك دانستهاند ( با اشتراك معنوى ) و استدلال آنها اين است كه صيغهء مزبوره اگر منحصرا مفيد دوام باشد لازم مىآيد كه هرگز و در هيچ موردى از آن منفك نگردد و حال آنكه در بعضى از موارد بطور قطع از آن منفك شده و به وقت دون وقت دلالت نموده است - كما اينكه نهى شارع از اتيان صوم و صلاة نسبت به
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2076
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٢٠٧٦