و حرمت است .
كسانى كه گويند دلالت بر حرمت دارد استدلال كردهاند به
( وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا )
كه صيغه امر دال بر وجوب است .
و وجوب انتهاء مستلزم حرمت ارتكاب است و ما حصل قول محقق اين است كه نهى هم مانند امر دلالت بر طلب ترك ماهيت فعل دارد و حرمت و كراهت از حالات و عوارض خارجى است .
در كتاب معتقد الاماميه آمده است كه نهى عبارت است از گفتن گوينده كه ، مر كسى را كه كمتر بود از وى در مرتبت : « لا تفعل » ، يعنى مكن ! با كراهت منهى عنه .
و نهى از چيزى امر نباشد بضد وى ، چنان كه در امر گفته شد .
و او اقتضاى مرت و تكرار نكند ، نه مطلق و نه مشروط . و چون مطلق باشد احتمال هر وقتى دارد از اوقات مستقبله و نهى در عرف لغت ، اقتضاى فساد منهى عنه نكند ، اما در عرف شرع اقتضاى اين كند ، از براى آنكه : از آنكه گويند اين صحيح است يا مجزى است ، اثبات احكام شرعى است درو . و از آنگه گويند فاسد است ، نفى احكام شرعى است از آن . و لفظ نهى را و معنى وى را تعلقى نيست به اين ، پس دليل نكند نه بر صحت و نه بر فساد . ديگر آنكه نهى وارد است در آنچه صحيح است و فاسد ، و ظاهر استعمال دليل حقيقت كند .
و گفتيم كه نهى در شرع اقتضاى فساد منهى عنه كند ، از براى آنكه صحابه و تابعين حكم كردهاند بفساد منهيات بىتوقف دليل .
( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 150 ، 151 ) .
در اصول رشاد آمده است :
همان طورى كه صيغهء امر حقيقت در وجوب است صيغهء نهى نيز حقيقت در حرمت مىباشد و به همين جهت استعمال آن در غير موارد تحريم حمل بر مجاز مىشود .
دليل حقيقت بودن آن در تحريم يكى تبادر است يعنى آنچه كه از كلمهء لا تفعل بذهن متبادر مىشود حرمت آن فعل مىباشد و به همين مناسبت عقلاء مرتكب را سزاوار مذمت دانسته و از جهت اينكه فعل منهى عنه را بجا آورده است توبيخ مينمايند - و ديگرى آيهء
« وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا »
مىباشد كه انتها از « ما نهى عنه الرسول » ( ص ) را واجب نموده و بديهى است هر فعلى كه انتها از آن واجب باشد اتيانش حرام ميگردد .
ولى بعضى از متقدمين آن را حقيقت در كراهت و بعضى ديگر بين تحريم و كراهت مشترك دانستهاند - و استدلال آنها در اين باب و همچنين جواب استدلالشان به همان نهجى است كه در باب اوامر بيان گرديده است .
در نظر اهل عرف كسى كه عمل منهى عنه را ترك گفته ممتثل شمرده مىشود اعم از اينكه اين ترك ناشى از تصميم خود او باشد يا اينكه دست رادع و يا وقوع حادثهء وى را از انجام آن عمل باز داشته باشد و يا اينكه وى اساسا بدون قصد و اراده و يا بدون اينكه حتى خاطرهء