نشده و حاجت به كار بردن درجه دوم فضلا از سوم افتد و چنانچه سعى مرد در اعمال اين دو وجه عقيم و نتيجه نبخشيد و نوبت بمرتبهء آخر رسيد نبايستى آن را طورى به كار برد كه بزن اذيت و آزارى رسانيده يا مجروحش سازد .
5 - شقاق و آن وقتى است كه نشوز و كراهت از هر دو طرف باشد .
و در چنين موردى امر بحكميت رجوع خواهد شد . چنان كه در قرآن مجيد است :
« فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها »
پس اگر حكمها توانستند آنها را با با هم آشتى دهند مطلوب حاصل است و الا چارهيى نيست جز اينكه با اذن بين آنها تفريق شود و ممكن است اين امر قبلا پيشبينى شده و حكمها آن را در ضمن عقد لازمى تحصيل كرده باشند .
6 - طلاق - از مختصات عقد دائم طلاق است و در منقطع جارى نيست بلكه انتهاء آن يا بسر آمدن مدت است يا ببذل مدت .
( كليات حقوق ص 29 ، 31 )
نِكاحِ أهلِ كِتاب
- ( اصطلاح فقهى ) در كليات حقوقى آمده است :
پس مسلمان نمىتواند با كافر يعنى كسى كه منكر وحدانيت حق تعالى است .
ازدواج نمايد چنان كه در قرآن مجيد فرموده
« لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ
وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ »
و در اين حكم فرقى بين كفر اصلى و ارتداد نيست .
پس اگر زن كافر قبل از دخول بدين اسلام درآيد بين آنها افتراق حاصل خواهد شد و اگر تشرفش بدين اسلام بعد از دخول باشد زن در مدت عده منتظر خواهد شد اگر شوهرش اسلام اختيار نمود ازدواجشان كما كان باقى خواهد بود و الا از او جدا شده مستحق تمام مهر است .
و اگر شوهر قبل از دخول بدين اسلام درآيد بايد از زنش كه به حالت كفر باقى مانده كنارهگيرى نمايد ، و بقول مشهور زن مستحق نصف مهر خواهد بود و مقتضاى قاعده سقوط مهر است زيرا اين نوع تفريق در حكم فسخ است نه طلاق .
و اگر مرد بعد از دخول ، اسلام اختيار كرده باشد مرد در ايام عده زن صبر خواهد نمود اگر زن هم به او پيوست و بدين اسلام در آمد زن و شوهر خواهند بود و الا بين آنها تفرقه حاصل شده و زن استحقاق تمام مهريه را خواهد داشت .
ازدواج مرد مسلمان با زن كتابيه مثل يهود و نصارى بقول بعض از فقهاء جائز است چنان كه ظاهر آيه شريفه و المحصنات من المؤمنات و المحصنات من الذين أوتوا الكتاب در سورهء مائده بر آن دلالت دارد و ناسخى هم در قرآن ندارد بنا بر اين منعى كه از آن در بعض اخبار شده حمل بر كراهت خواهد شد .
و بعضى بطور مطلق منع از آن كردهاند . و بعضى منع را اختصاص به عقد دائم داده و عقد انقطاعى را جائز دانستهاند .
نِكاحِ سارى در ذَرّات
- ( اصطلاح عرفانى ) كنايه از توجه حبى حق تعالى است كه فرمود « فأحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف » كه وصلت بين خفا و ظهور است كه اصل نكاح سارى است در