تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2006

مساهمون:

ص٢٠٠٦
تركيبات در معانى منطق و فلسفه

نسبة ايجابى

- نسبت ايجابى در مقابل نسبت سلبى است . ( از مجموعهء دوم ص 57 ) .

نِسبتِ حُكميَّه

- مراد از نسبت حكميه نسبت و ارتباط ميان موضوع و محمول است و يا نسبت خبريه است كه مورد حكم و تصديق است اعم از آنكه ثبوتى ايجابى باشد يا سلبى ( از دستور ج 3 ص 400 )

نِسبتِ خارِجيَّه

- نسبت خارجية در مقابل نسبت عقليه است و آن در صورتى است كه نسبت حكميهء خبريه در قضيه مطابق ماده خارجى و نسبت نفس الامرى آن باشد و بالجمله اگر گفته شود انسان حيوان است بالضرورة نسبت حيوانيت به انسان در خارج درست است يعنى از امور واقعى است كه خارج از ذهن و عقل هم هست اين نسبت يعنى ضرورت حيوانيت براى انسان هست اين گونه نسبت‌ها را خارجى گويند در مقابل ذهنى و عقلى چنان كه اگر گويند انسان جماد است نسبت ذهنى است فقط چه در خارج درست و صادق نباشد . ( از دستور ج 3 ص 401 - 402 ) .

نِسبتِ ذِهنيّه نِسبتِ عَقليَّه

رجوع شود به نسبت خارجيه .

نِسبت مُتكَرِّره

- نسبت متكرره عبارت از نسبتى است كه بقياس بامرى ديگر معقول بود كه آن هم نسبت به اول معقول است مانند مقوله مضاف « نسبت ميان آب و ابن » ( از دستور ج 3 ص 299 ) .

نسخ

- ( بفتح نون اصطلاح اصولى فلسفى ، ادبى ) و آن در لغت از الت و نقل باشد به ديگرى و از موضوعى بموضوعى ديگر و تناسخ در ميراث آن باشد كه ورثه بعد از ورثهء ديگر بميرد و مال از وارثى بوارثى ديگر منتقل شود و ازين قبيل است تناسخ در ارواح كه نقل روح است از بدن به بدن ديگر كه در فلسفه و كلام مذكور است . در بديع قسمتى از سرقت است كه انتحال نامند . در شرع آن باشد كه دليلى شرعى وارد شود بعد از دليل شرعى ديگر كه مفاد آن خلاف مقتضاى دليل اول باشد ، دليل متاخر را ناسخ و متقدم را منسوخ نامند ، ناسخ ممكن است قرآن باشد يا حديث يا فعل معصوم و حصول نسخ عقلا بلا مانع است زيرا حكمى ممكن است بطور موقت و بر حسب مقتضاى زمان وضع شده باشد و بعد از رفع آن حكمت ، حكمى ديگر آن را بر طرف كند . نسخ گاه قبل از امتثال و عمل بمفاد دليل است كه آن را نسخ حقيقى نامند و ديگر نسخ احكام شرعى قبل از اسلام مانند آيه قصاص و ديه كه ناسخ حكم قبل است و يا بعد از عمل كه در اسلام هم بسيار است ، و آيات و اخبار منسوخه در اسلام زياد است در اينكه نسخ آيات بآيات ديگر رواست و واقع شده است خلافى نيست و همين طور نسخ احاديث بآيات و يا احاديث ديگر و بحث در اين است كه آيا آيات باحاديث نسخ شده‌اند و يا ممكن است يا نه . لكن پارهء مانند ابو مسلم بحر اصفهانى گويد نه در قرآن و نه در احاديث نسخ نيست لكن قول محقق خلاف آن را ثابت كند