در ضرورت .
توابع مناداى مضموم اگر تابع مضاف باشد و الف و لام نداشته باشد منصوب شود و اگر تابع نعت ؛ تاكيد و بيان باشد و غير مضاف يا مضاف معرف بال باشد مرفوع شود ، حمل بر لفظ مانند « يا زيد العاقل و الكريم الاب » در مناداى مضاف بياء متكلم اغلب يا حذف شود و كسره ما قبل يا باقى ماند مانند
« رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ »
اگر منادى به « اى » باشد « ايها » لازم است بعد از آن صفتى آيد كه معرف بلام باشد زيرا « ايها » همواره صله دارد و چون با منادى واقع شدن قطع از صله شده است بايد براى او صفتى آورده شود مانند
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً
-
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ »
و گاه با اسم اشاره و موصول هم توصيف شده است مانند « يا اى هذا و
يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ » .
رجوع بمنادى شود و رجوع به ( كشاف ص 1436 - مختصر المعانى ص 94 - سيوطى ص 17 - 18 ) اما در عرفان انصارى گويد : ندا بر دو قسم است ، نداء كرامت و نداء علامت ، نداء كرامت اهل خصوص راست و نداء علامت عامهء مردم راست نداء علامت تخويف است و تحذير ، نداء كرامت تبشير است و تشريف پير طريقت گفت : نداء بر سه قسم است ، يكى را به نداء و عيد خواندند ، از روى عظمت بخوف افتاد ، يكى را به نداء وعد خواندند ، به نعت رحمت برجا افتاد ، يكى را به نداء لطف خواندند ، به حكم انبساط به مهر افتاد ، بنده بايد كه ميان اين سه حالت گردان بود ، اول خوفى كه او را از معصيت باز دارد ، دوم رجايى كه او را بر طاعت دارد ، سوم مهرى كه او را باز رهاند .
تا با تو تويى ترا به حق ره ندهند * چون بىتو شدى ز ديده بيرون نه نهند
نداى كرامت است و نواخت بىنهايت ، نداى حق را هفت اندام بنده گوش است و در تجلى وى غمان دو گيتى فراموش است ، نداى كرامت فرا پيش داشت . تا بسماع آن كرامت كشيدن بار حكم بربنده آسان شود .
از دو گيتى ياد كردن بىگمان آبستنى است * گر همى دعوى كنى در مردى آبستن مباش
( از عده ج 4 ص 242 )
نَدْب
- ( اصطلاح اصولى و فقهى ) نزد اصوليان و فقها خطاب بطلب فعل غير كف باشد كه فعلش موجب ثواب باشد و آن فعل را مندوب و مستحب گويند و تطوع و نفل هم نامند .
رجوع به احكام خمسه شود ( از كشاف ص 1360 ) .
نَذْر
- ( اصطلاح فقهى ) در لغت وعد بخير است يا شر و در تعريف آن در اصطلاح فقها گفتهاند التزام قربت غير لازم است كه بعد از التزام واجب است وفاى بدان البته در صورتى كه شرايط آن كامل باشد و آن دو قسم است يكى نذر لجاج كه بگويد « فلله على صوم او عتق » در حال غضب و ديگر نذر تبرر به آنكه